کتاب «بیت‌الأحزان؛ حقیقت انکار ناپذیر» نوشته مصطفی راستگو توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر شد.

بیت‌الأحزان؛ حقیقت انکار ناپذیر» نوشته مصطفی راستگو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جدیدترین اثر پژوهشی-تاریخی کتابستان معرفت، با عنوان «بیت‌الأحزان؛ حقیقت انکار ناپذیر» نوشته مصطفی راستگو روانه بازار کتاب شد.

بیت‌الأحزان به معنای خانه اندوه، محلی بوده است در قبرستان بقیع که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در آنجا برای پدر بزرگوارشان، رسول مهربانی (صلی الله علیه و آله) و در غم غصب خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام سوگواری می‌کردند.

کتاب «بیت‌الأحزان؛ حقیقت انکار ناپذیر» تنها اثر و پژوهش جامع و مستقل پیرامون هویت تاریخی بیت‌الأحزان است.

این کتاب از یک مقدمه و سه فصل تشکیل شده است. فصل اول کلیات و مقدمات است. در این فصل، نویسنده جایگاه تاریخی و دینی و همینطور نسبت آن با مسئله وحدت اسلامی را مطرح کرده است. در فصل دوم مصادر و منابعی که در آنها از بیت‌الأحزان سخن گفته شده، به ترتیب زمانی آورده است. مؤلف درباره هر مصدر، ابتدا خلاصه‌ای از زندگی‌نامه و جایگاه نویسنده را آورده است و بعد به بیان نقل نویسنده در کتاب خودش می‌پردازد. مصادری که از قرن دوم ه.ق تا دوران معاصر را شامل می‌شود. در فصل سوم نیز نویسنده علاوه بر نتیجه‌گیری به بیان مشخصات جغرافیایی و معماری بیت‌الأحزان و سرنوشت آن مکان مقدس پرداخته است.

نویسنده با نثری ساده و روان به ذکر جزئیات تاریخی این مکان مهم پرداخته و با دقت نظر ارتباط آن را به موضوعات تاریخی مهم همچون شهادت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، ماجرای سقیفه و اتفاقات مهم پیرامون زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) نشان داده است.

«بیت‌الأحزان؛ حقیقت انکار ناپذیر» در ۲۱۶ صفحه و با قیمت ۶۰ هزار تومان از سوی انتشارات کتابستان روانه بازار شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...