کتاب «۵۰سال مطبوعات به روایت آمار» اثر سید فرید قاسمی توسط انتشارات جهان کتاب منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «۵۰سال مطبوعات به روایت آمار» با عنوان فرعی «به‌انضمام نیم‌قرن کتاب‌شماری در ایران (۱۳۴۷ تا ۱۳۹۶)» به‌تازگی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

سید فرید قاسمی به‌عنوان یکی از پژوهشگران تاریخ مطبوعات ایران، که پیش از این‌نیز مقالات، کتاب‌ها و آثار مختلفی در این‌حوزه تولید کرده، در این‌کتاب برهه‌ای دیگر از تاریخ مطبوعات ایران را زیر ذره‌بین خود قرار داده است. او معتقد است نخستین آمارنگاری و شمارشگری کتاب‌کاوانه، مجلّه‌پژوهانه و روزنامه‌شناسانه را باید لابه‌لای کتاب‌ها و ادواری‌های سپیده‌دم چاپ‌سپاری‌های فارسی جست‌وجو کرد.

مقطع تاریخی مورد بررسی قاسمی در این‌کتاب سال ۴۷ تا ۹۶ است و در ابتدا و درآمد کتابش، احصائیه‌نویسی‌های مطبوعات و کتاب را از سرآغاز طبع و نشر در ایران تا سال ۹۶ بررسی کرده است. قاسمی همان‌طور که پیش‌تر گفته، در این‌کتاب خود هم اشاره کرده که عدم گردآوری روزنامه‌ها و مجلّه‌های ایرانی و راهیابی نشریه‌نماها به مخزن مجموعه‌ها، از جمله دلایل احصاناپذیری مطبوعات، و نبود تعریف‌ها معضل اساسی آماردهی حوزهه کتاب هستند.

این‌مولف در فرازهای ابتدایی کتاب آورده است: «می‌دانیم که تأسیس نخستین چاپخانه و نشر اوّلین کتاب در سال ۱۰۴۸ ق در جلفای اصفهان می‌رفت تا سرآغاز یک تحول اساسی در کشور شود اما دیری نپایید که بر اثر سعایت‌های تنگ‌نظرانه این چاپخانه پس از نشر شماری کتاب و اعلان دیوارکوب غیرفارسی متوقف شد. همچنین وقوف داریم که چاپ کتاب به زبان فارسی در ایران با انتشار فتح‌نامه و جهادیه در سال ۱۲۳۳ ق در تبریز شروع شد. اگر این تاریخ را مبدأ چاپ و نشر کتاب فارسی در ایران بدانیم کتاب چاپی فارسی ایرانی تا سال ۱۳۹۷ خورشیدی حدود ۲۰۳ سال (۱۱۰ سال در عهد قاجار، ۵۳ سال در روزگار پهلوی و تا امروز ۴۰ سال در زمانه جمهوری اسلامی) را از سر گذرانده است. آنچه مطبوعات ادواری می‌نامیم اما حدود ۲۰ سال کمتر از کتاب فارسی پیشینه دارد. چون پیش‌شمارة اوّلین نشریة ادواری فارسی ایران ۱۲۵۲ ق/ ۱۲۱۵ ش در تهران طلوع کرد. زمانی که نشریه ادواری در تهران متولد شد حدود ۱۴ سال از چاپ و نشر کتاب فارسی در شهر تهران می‌گذشت. تهران از سال ۱۲۳۹ ق – پس از اصفهان و تبریز – صاحب کتاب چاپی شد اما گویا نخستین شهر ایرانی است که به آماردهی کتاب اهتمام کرد...»

قاسمی در گام دوم کتاب «۵۰سال مطبوعات به روایت آمار» بررسی تطبیقی سالانه ۵۰ سال مورد نظر را در ۲ بخش موضوعی «مطبوعات» و «کتاب» در دستور کار قرار داده و معتقد است نبود یک سامانه جامع در این‌زمینه، یکی از دردهای جامعه ایران است.

این‌ کتاب با ۱۲۴ صفحه و قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...