کتاب «ده سال با حافظ اسد» [عشره اعوام مع حافظ الاسد ۱۹۹۰-۲۰۰۰] نوشته بثینه شعبان [Bouthaina Shaaban] با ترجمه رامین حسین آبادیان توسط انتشارات موسسه مطبوعاتی ایران منتشر شد.

ده سال با حافظ اسد» [عشره اعوام مع حافظ الاسد ۱۹۹۰-۲۰۰۰] نوشته بثینه شعبان [Bouthaina Shaaban]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این‌کتاب، نخستین کتابی است که با استناد به اسناد و منابع آرشیوی وزارت خارجه و کاخ ریاست‌ جمهوری سوریه به موضوع نبرد عربی اسرائیلی، فرایند مذاکرات صلح خاورمیانه در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی و همچنین خاطرات نویسنده به عنوان مترجم ویژه حافظ اسد پرداخته است.

نویسنده در این کتاب به بیان برخی گفت‌وگوها و اظهارنظرها در جریان مذاکرات در پشت درهای بسته حافظ اسد با رئیس‌جمهور و وزرای خارجه آمریکا و مقامات دیگر کشورها می‌پردازد که شاید کسی تا به حال آنها را نشنیده باشد.

بثینه شعبان همچنین با ارائه تصویری از فضای جلسات هیأت‌های مذاکره‌کننده سوری و اسرائیلی، به بیان دیدگاه‌ها و نحوه رفتار این دو هیأت در جریان مذاکرات فرایند صلح می‌پردازد.

این اثر در یازده فصل تألیف شده است. «در مسیر مادرید»، «خوشا به سعادت حامیان صلح»، «روی کار آمدن بیل کلینتون»، «ماه عسل سوریه و آمریکا در دوران کلینتون»، «ودیعه رابین»، «زمین هسته اصلی منازعه»، «میراث یوسف‌العظمه»، «تفاهم‌نامه آوریل»، «مذاکرات غیرمحرمانه رونالدلاودر»، «فاجعه شبرزتاون» و «مردی که حاضر به امضای توافقنامه نشد» عناوین بخش‌های مختلف این کتاب هستند.

«ده سال با حافظ اسد» در ۴۰۸ صفحه با قیمت ۱۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...