مردی برای تمام فصول | الف


تابستان‌ها برخی از دانش‌پژوهان تهرانی به نحوی خود را به دماوند می‌رسانند تا پس از اقامه نماز به امامت آیت‌الله جوادی شاید بتوانند یک سوال از انبوه سوالات خود را از ایشان بپرسند. این امر عطش جویندگان علم را به دسترسی به منبعی برای طرح سوالاتی که معمولا در کتاب‌های متعارف نیست نشان می‌دهد. حال اگر به شما بگویند که شما به استاد آیت‌الله جوادی یعنی علامه طباطبایی دسترسی دارید تا نه تنها یک سوال بلکه انبوهی سوال در حوزه‌های مختلف دین بپرسید چه حسی خواهید داشت؟

در محضر علامه طباطبایی

احتمال از شوق ذوق‌زده می‌شوید. کتاب «در محضر علامه طباطبایی» کتابی است که تا حدودی همین خواسته را برای شما شبیه‌سازی می‌کند. این کتاب ماحصل مدتها حضور نویسنده و جمعی از طلاب در جلسه پرسش و پاسخ با علامه طباطبایی در روزهای پنجشنبه و جمعه است. سرفصل‌های کتاب خود گویای تنوع موضوعاتی است که از ایشان سوال شده است:

۱. خداشناسی و توحید؛ ۲. آفرینش جهان، انسان و وسائط و عوالم دیگر؛ ۳. جبر، اختیار، بدا و سر تفاوت قابلیت‌ها؛ ۴. وحی، نبوت، رسالت و امامت؛ ۵. شرایع، ادیان و تاریخ انبیاء گذشته؛ ۶. رسول اکرم؛ ۷. مقامات معنوی و زندگانی ائمه؛ ۸. علم امام و عصمت انبیا و اوصیا؛ ۹. مباحث علوم قرآنی؛ ۱۰. مرگ و عالم برزخ؛ ۱۱. معاد؛ ۱۲. پاره‌ای از معارف قران کریم؛ ۱۳. اخلاق و عرفان؛ ۱۴. مباحث منطقی-فلسفی؛ ۱۵. مباحث گوناگون دیگر

همه این مباحث در ذیل 727 سوال در یک کتاب ۲۵۶ صفحه‌ای جمع شده است. رمز این امر در خصلت شخص علامه طباطبایی نهفته است. اخیرا دکتر عبدالکریم سروش در یک سخنرانی، خاطرات خود از ایام حضور علامه در انگلیس برای معالجه در سالهای قبل از انقلاب را روایت کرده و یادآور شده که علامه طباطبایی اصولا فردی کم سخن بود و به سوالات تنها به مقدار حداقل مُکفی بسنده می‌کرد. این خصلت علامه در این کتاب به خوبی بروز یافته است. مرحوم علامه به هر سوال صرفا به قدر ضرورت پاسخ داده است. نکته جالب توجه میزان عجین بودن ایشان با قرآن است چرا که اکثر سوالات را با استناد به یک آیه از قرآن پاسخ داده‌اند. در معدود مواردی ایشان به خاطرات شخصی خود استناد کرده‌اند. مثلا از ایشان سوال شده که آیا جنیان پیامبر داشته‌اند؟ ایشان پاسخ می‌دهد که من از فردی که با جنیان ارتباط داشته همین سوال را کردم و آنها گفتند که نه، آنها پیرو ادیان رایج انسانها هستند با این فرق که در میان آنها اهل سنت وجود ندارد چرا که آنها در واقعه غدیر خم حضور داشتند و هنوز آن حاضران زنده‌اند!

با توجه به احاطه سوال‌کنندگان بر مباحث دینی، آنها تلاش کرده‌اند تا در برخی مواقع مثال‌های نقض مهمی بر دیدگاه‌های رایج بر شیعه را مطرح کنند که با پاسخ‌های درخور توجه علامه مواجه شده‌اند. مولف برای اینکه خواندن کتاب برای عموم مردم آسان شود، ترجمه همه آیات و احادیث ذکر شده به همراه منبع آنها را در متن و پاورقی کتاب آورده است. خوشبختانه نسخه الکترونیکی کتاب بر روی اینترت موجود است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...