«طاعون» کامو و بحران همدلی در جهان معاصر | ایسنا


رمان «طاعون» شاهکار آلبر کامو که نخستین‌بار در سال ۱۹۴۷ منتشر شد، روایت گسترش طاعون مرگبار بوبونیک در شهر قرنطینه‌شده اران، واقع در الجزایر است. برخلاف بسیاری از نمونه‌های ادبی که یا فرضی‌اند یا صرفاً بازآفرینی تاریخی، کامو گونه‌ای خاص از «ادبیات طاعون» را خلق می‌کند؛ سبکی که در آن، واقعیت‌های عمیقِ انسانی از دلِ خیال‌پردازیِ ادبی برمی‌خیزند.

کامو و فلسفه: جستارهایی درباره طاعون» [Camus's The plague : philosophical perspectives]

کامو، به‌جای نگارش خاطرات یا تحلیل‌های مستقیم، روایت داستانی را برای انتقال واقعیت‌ها برمی‌گزیند: واقعیت‌هایی درباره شیوع بیماری در گذشته، تجربه‌ شخصی خودش از ابتلا به سل در هفده‌سالگی، زندگی چندساله‌اش در قرنطینه‌ اجباری به دور از خانه، و جدایی تحمیلی از همسرش که در الجزیره مانده بود، درحالی‌که خود او در فرانسه تحت اشغال نازی‌ها به‌سر می‌برد.

پس‌زمینه‌های زندگی شخصی کامو زیربنای تصویری خیال‌انگیز از تجربه‌ انسانی مشترک است: آسیب‌پذیری در برابر بیماری، انزوا، ترس و درنهایت، انسان‌دوستی. «طاعون» به ما یاد می‌دهد که نباید آنچه را بی‌تأمل و طبیعی می‌پنداشتیم، طلب کنیم یا انتظار داشته باشیم.

کتاب «کامو و فلسفه: جستارهایی درباره طاعون» [Camus's The plague : philosophical perspectives] مجموعه‌ای است از هشت مقاله‌ فلسفی اصیل درباره همین اثر که با ترجمه فریدالدین سلیمانی و حیدر خسروی در نشر خوب منتشر شده است. این مجموعه نه‌فقط در زمانه‌ همه‌گیری کووید-۱۹ معنا و ضرورتی دوچندان یافته، بلکه تأملاتی ماندگار درباره یکی از آثار کلاسیک ادبیات جهان در اختیار ما قرار می‌دهد که دریچه‌ای تازه رو به این رمان و جهان داستانی کامو می‌گشاید.

رمان کامو پرسش‌هایی بنیادین را مطرح می‌کند. آیا ما به‌صورت جمعی می‌توانیم به معیارهای اخلاقی‌ای برسیم که کامو با گفتن این جمله مطرح کرد: «در مورد همه شرهای دنیا، آنچه در مورد طاعون نیز صدق می‌کند این است که طاعون کمک می‌کند انسان‌ها از خود فراتر بروند؟»
یا آیا مفهوم «پوچی» (عبث‌بودن) مهربانی و شفقت را به سخره می‌گیرد؟ آیا «قهرمانان» با همان منش انسانی و ابتدایی خود در برابر طاعون ایستادگی می‌کنند؟ یا اینکه طبیعت بشر به‌ناچار تن به عادی‌سازی رنج و مرگ غیرقابل‌کنترل می‌دهد؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که در این مجموعه به آن‌ها پاسخ داده می‌شود- پاسخ‌هایی از منظر فلسفه اخلاق، فمینیسم، روایت پزشکی، سوگواری، نژاد، و فلسفه پوچی. مجموعه‌ وایزر، نه صرفاً یک واکنش فلسفی به رمان کامو، بلکه تلاشی است برای درک جهان امروز از خلال ادبیات گذشته؛ جهانی که در آن بار دیگر با قرنطینه، مرگ دسته‌جمعی، انکار عمومی و بحران اخلاقی روبه‌رو هستیم.

ویراستار کتاب، پگ برند وایزر، استاد فلسفه و مطالعات جنسیت، مقدمه‌ای تحسین‌برانگیز «طاعون کامو و عصر ما» بر کتاب نوشته است. او می‌نویسد: «کامو درحالی‌که برای لحظه اکنونِ خودش می‌نوشت، برای آینده نیز می‌نوشت. او می‌دانست که این کتاب دوباره مدت‌ها پس از مرگش در بستری که تصور یا پیش‌بینی هم نمی‌کرد به کار خواهد آمد. درواقع اکنون رشته جدیدی پا به عرصه ظهور گذاتشه به نام اخلاق زیستیِ همه‌گیری.» او تأکید می‌کند که رمان «طاعون» ما را فرامی‌خواند تا بپرسیم: آیا واقعاً ما «در این باهم هستیم»؟ آیا توانسته‌ایم به‌اندازه‌ دکتر ریو و همراهانش در رمان، به مسئولیت‌های انسانی‌مان وفادار بمانیم؟ یا آن‌گونه که بسیاری از واقعیت‌های دوران کرونا نشان داد، ما در عمل از هم فروپاشیده‌ایم و به فردگرایی، انکار و بی‌اعتمادی روی آورده‌ایم؟

هشت مقاله کتاب عبارت است از: طاعون و لحظه حال اثر استیون کلمان؛ حضور محو جایگاه زنان در طاعون کامو و طاعون دوران ما اثر جین شولتز؛ معنای همه‌گیری اثر اندرو ادگار؛ سوگ و ارتباط انسانی در طاعون اثر کالین هیگینز؛ واگذاری نقش راوی‌گری به پزشک در طاعون کامو اثر ادوارز وایزر؛ وحشت و شر طبیعی در طاعون اثر سینتیا فریلند؛ نمی‌توانم نفس بکشم اثر مارگارت گری؛ و مرگ مدرن، مرگ شایسته و همبستگی قهرمانانه در طاعون اثر پگ برند وایزر.

در مقاله «نمی‌توانم نفس بکشم»)، نویسنده به تشابه تجربه‌ طاعون با خفگی و انکار در جنبش‌های عدالت‌خواهانه اخیر اشاره می‌کند. در مقاله‌ای دیگر، نقش زنان و حذف‌شدن آن‌ها از روایت‌های سنتی بحران بررسی می‌شود. مقاله‌ای دیگر، با رویکردی اخلاقی به سوگواری، پرسش‌هایی درباره انسانیت و پیوندهای عاطفی در دل رنج دسته‌جمعی مطرح می‌کند. پزشکی که مقاله‌ای را به‌طور مستقل نوشته، تجربه‌ دکتر ریو را با تجربه پزشکان بحران کرونا تطبیق داده و نقش مقاومت روانی را برجسته کرده است.

کتاب همچنین نشان می‌دهد که چگونه راوی غیرقابل‌اعتماد در رمان، مخاطب را مجبور می‌کند خودش حقیقت را کشف کند. در دلِ شهرِ ارانِ خیالی، خواننده باید خود معنا را از میان لایه‌های غبارآلود و اندوهناک بیرون بکشد. «طاعون» نه قهرمانی آشکار دارد، نه شرِ مطلق. آنچه باقی می‌ماند، انسان‌هایی معمولی‌اند که باید در برابر بحرانی غیرعادی تصمیم بگیرند.

از آن سو، برخی نویسندگان مجموعه نیز با نگاهی منتقدانه‌تر، به کاستی‌های روایت کامو اشاره کرده‌اند. مثلاً جایگاه زنان، جایگاه استعمارزدایی، و غیابِ سیاست‌گذاری کلان در دل روایت مورد نقد قرار گرفته است.
با همه این‌ها، آنچه مجموعه‌ وایزر را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌کند، ترکیب بینا‌رشته‌ای آن است. فلسفه، پزشکی، ادبیات، فمینیسم و روان‌شناسی، همگی در تعامل‌اند و تجربه‌ خواندن را ژرف‌تر می‌سازند.

در پایان، این کتاب نه‌تنها برای خواننده‌ آشنا با کامو مفید است، بلکه برای همه کسانی که به نقش ادبیات در بحران‌های معاصر می‌اندیشند، الهام‌بخش خواهد بود. «طاعون» کامو، در قالب این جستارها، به متنی زنده و تأمل‌برانگیز بدل می‌شود؛ متنی که از گذشته می‌آید، اما بی‌درنگ با اکنونِ ما سخن می‌گوید. به تعبیر پک برند وایزر ویراستار کتاب، کامو شاید روایتی تمام‌عیار از چگونگی دستیابی به «برادری انسانی» به دست نداده باشد، ولی وقتی در اوایل رمانش هشدار می‌دهد که «تا وقتی بلا نباشد، هیچ‌کس آزاد نخوهد بود» ما را در مسیرِ خودآگاهی و رسیدن به عدالت و برابرِ همگانی قرار می‌دهد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...