به گزارش خبرآنلاین، کتاب «سیری در سیره نبوی» نوشته رسول جعفریان تلخیصی است از کتاب سیره رسول خدا (ص) که به زبان جوانان نوشته و از سوی انتشارات دلیل ما روانه بازار نشر شده است. این کتاب با هدف آشنایی جوانان با رفتار و عملکرد پیامبر اکرم (ص) و با استناد به منابع اصیل و قرآن کریم و احادیث و حوادث تاریخی در 12 فصل سامان یافته است.

نویسنده این کتاب به زبانی ساده و روان و به صورت گزینشی مهمترین حوادث زندگی پیامبر (ص) و سال‌های بعثت، هجرت، و سختی‌ها و رنج‌های پیامبر و رفتارهای نیکوی پیامبر را در ابعاد و عرصه‌های گوناگون زندگی ترسیم و تصویر کرده است.

«جزیرة العرب در آستانه اسلام، روزگار نبوت و طلوع اسلام، اسلام رو در رو با مشرکان، فشار مشرکان مکه، زمینه هجرت به مدینه، هجرت به مدینه، شکل گیری امت و تشکیل دولت، نبرد بدر، نبرد احد، نبرد احزاب، پیمان حدیبیه و فتح مکه، پیامبر با یهودیان، آخرین روزها و آخرین رخدادها» عناوین فصل‌های این کتاب هستند.

رسول جعفریان معتقد است: اگرچه در متون اسلامی و در بخش سیره نبوی متون خوبی داریم ولی متاسفانه این آثار را به درستی نمی‌شناسیم و آنها را معرفی نمی‌کنیم. کتابخانه تاریخ اسلام قم آثار خوبی را در این زمینه گردآوری کرده است. در این مرکز بالغ بر 2000 عنوان کتاب در زمینه سیره نبوی وجود دارند که منبع مناسبی برای پژوهشگران و محققان این حوزه به شمار می‌آید.

به گفته رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در آثار شیعه، سیره نبوی جدی گرفته نشده است و آنقدر که در آثار تشیع به ائمه اطهار (ع) توجه شده، زندگی پیامبر (ص) شناخته نشده است. درس سیره در حوزه‌های شیعه به جز سال‌های اخیر راهی نداشته و اکنون نیز به شکل عمیقی به این مسئله پرداخته نمی‌شود.

در فصل هفتم این کتاب تحت عنوان «نبرد بدر» زیر عنوانی اهداف جهاد در اسلام می‌خوانیم: «یکی از بخش‌های مهم سیره پیامبر (ص) در دوران مدینه، جنگ‌های آن حضرت با دشمنان اسلام است؛ دشمنان بیابانگردی که شغلشان غارت بود و کوچک‌ترین فرصتی را برای ضربه زدن به اسلام از دست نداده و تنها قدرت نظامی مسلمانان می ‌توانست آنها را از اندیشه تهاجم باز دارد. به همین مناسبت تاریخ دوران مدینه را مغازی می‌نامند که جمع غزوه به معنای جنگ است...حضرت در فتح مکه با رویی باز- نه انتقام‌جویانه - با بت‌پرستان مکه برخورد کرد. براساس دستور قرآن بخشی از زکات را در اختیار مشرکان مایل به اسلام گذاشت که خداوند از آنها با تعبیر مولفه قلوبهم یاد کرده است یعنی کسانی که با دادن مال، می‌توان جذب اسلامشان کرد. با این حال روشن است که همیشه و همه مردم آنگونه نبودند که به راحتی سخن حق را بپذیرند. کسانی نیز چون اشراف قریش، اهل عناد و فساد بودند و بر راه فساد خود پافشاری می‌کردند. آنان شماری از مستضعفان را فریب داده و نه تنها مانع ایمان آوردن آنان می‌شدند بلکه آنها را بر پیامبر (ص) می‌شوراندند. زبانی که این قبیل مردم با آن آشنایند، زبان جنگ است. خداوند متعال فرمان جهاد را برای از میان بردن فتنه و فساد و نابود کردن سران کفر بر مردم الزام کرده است لذا فرمود: «با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان اهل عهد و پیمان نیستند. توبه/12»

دلیل دیگری که خداوند برای لزوم جهاد بیان فرموده؛ نجات مستضعفانی است که در چنگال ستمگران به اسارت درآمده، مورد ستم آنها قرار گرفته و به وسیله تبلیغات آنها منحرف می‌شوند. در اینباره فرمود: «چرا در راه خدا و برای مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می‌گویند: ای پروردگار ما! ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکاری قرار ده، نمی‌جنگید؟ نساء/75»

از دیگر هدف‌های فرمان جهاد از میان بردن فتنه فتنه‌گران است: «با آنها بجنگید؛ تا دیگر فتنه‌ای نباشد و دین تنها دین خدا شود. ولی اگر از فتنه‌گری دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمگران روا نیست. بقره/ 193»

خداوند از مسلمانان می‌خواهد تا با حفظ قدرت و برتری نظامی، دشمنان خدا و خود را مرعوب سازند: «و در برابر آنها تا می‌توانید نیرو و اسبان سواری سواری آماه کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانید. انفال/ 60»...باید توجه داشت که در فرهنگ قبیله‌ای، جنگ و تجاوز عادت روزانه شده بود و اسلام برای جنگ‌طلبان آنچنانی باید خود را قوی و قدرتمند نگاه می‌داشت. قرآن به «جنگ و جهاد مقدس» اعتقاد داشت، جنگی که گرچه ممکن است در آن کسانی کشته شوند اما دیگران به حیات طیبه دست خواهند یافت و مومنانی که شهید شده‌اند نزد خداوند رزق و روزی خواهند داشت.»

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...