کتاب «صوفی ستیزی از صفویه تا قاجاریه» نوشته دکتر ایمان امینی در پنج فصل و در 388 صفحه از سوی انتشارات کویر منتشر شد. نویسنده متولد ۱۳۶۰‏بوده و دانش آموخته دکتری تصوف و عرفان، دانشگاه ادیان و مذاهب است.

صوفی ستیزی از صفویه تا قاجاریه» نوشته دکتر ایمان امینی

پس از بررسی مکتوباتی که در طی تاریخ و به عنوان ردیه بر تصوف (به مثابه مستندات قابل بررسی و پایش رویکرد مخالفان تصوف) نگاشته شده است، سئوالات بسیاری به ذهن متبادر می‎شود که اتفافا از جنس پرداختن مستقیم به موضوع محل مناقشه نیست. بلکه حول مسائل جانبی منازعات سیر می‎کند که بر خلاف تصور اولیه، از اهمیت شایانی در رمزگشایی منازعات رخ داده و تقابلات در حال رخ دادن برخوردار است.

به دیگر بیان این سئوالات نه از مقوله پرداختن به متن که در پی بررسی زمینه‌‎ها، حواشی، فراز و فرودها، سیر تطور و نمایش شدت و ضعف یافتن مکتوبات ردیه‎ای و بررسی علل و انگیزه‎های احتمالی نگارش آنهاست.

بررسی‎ها نشان می‎دهد که در تغییر رویکرد برخی فقها و علمای امامیه به تصوف بعد از صفویه، علاوه بر دغدغه‎های دینی – مذهبی، عوامل سیاسی و مشروعیت خواهی حاکمان صوفی و همچنین دغدغه‎های غیر دینی عده‎ای از فقها نیز موثر بوده است. کتاب حاضر در مقام کننده این رخدادها به سه رویکرد به بررسی این موضوع پرداخته است.

در رویکرد اول با بهره‎جویی از روش «مطالعات تاریخی درزمانی» به بررسی‎های تاریخی پیشاصفوی و پساصفوی دست یازیده شد. نشانه‎های تاریخی حاکی است در حالی که تا قبل از شکل گیری صفویه به دلیل حمایت نسبی حاکمان از تصوف و همچنسن پسوند ماهوی شیعیان با دیگر فرق کلامی و اعتقادی نظیر اشاعره و معتزله و ...، کمترین نزاع میان علمای شیعی و صوفیان رخ می‎داد و حداکثر انتقادات آنان به بعضی اعتقادی اتحادی و حلولی برخی صوفیان بود و لاغیر. بعد از تاسیس صفویه اما، شاهان صفوی جهت تعدیل قدرت رو به افزایش صوفیان عمدتا بی شرع صفوی- قزلباش، وزن مولفه‎های قدرت را به سمت فقاهت شیعه که مذهب تازه به سمت شناختن شده حکومت بود، گسیل داشته و با شیب نسبتا تندی به مقابله با تصوف برآمدند.

در گام دوم با رویکرد «بررسی موردی»، به فحوا و محتوای ستیز تبدیل به مقابله با کلیت تصوف شده بود، پرداخته شد. جوابیه‎هایی که از سوی صوفیان به آنها داده شده، علاوه بر بدفهمی سطحی‎نگری منطبق بر نگاه ظاهری و اخباری برخی متشرعین، ردپای عصبیت‎ها، مقابله با تصوف به مثابه نمادی از تسنن، دغدغه‎هایی دنیایی و نه الزما درد دین و همچنین رفتارهایی نظیر جعل احادیث، تهمت و افترا و کتاب سازی را مشهود می‎سازد.

این تحقیق در واپسین رویکردش با روش تحلیل انتقادی گفتمان و با دقت در ادبیات و زبان ردیه نویسی نشان می‎دهد که در این گفتمان بیش از آنکه مناظراتی علمی و منطقی در راستای اصلاح امر دینی صورت گرفته باشد، صوفی ستیزان با هدف تخریب به هر قیمت تصوف، فضای گفتمانی را برای مداخلات هژمونیک در دوران بعد از صفویان مهیا ساخته‎اند.

کتاب «صوفی ستیزی از صفویه تا قاجاریه» شامل پنج فصل «بررسی‎های تاریخی (پیش از صفویان)، بررسی های تاریخی (از ابتدای صوفیان)، کنکاش در ابعاد تعامل و ستیزه، بررسی‎های موردی، بررسی‎های گفتمانی» است. پایان بخش این کتاب پیوست‎ها، پی نوشت‎ها و فهرست منابع است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...