«مرگ غریب اروپا (مهاجرت، هویت، اسلام)» [The strange death of Europe : immigration, identity, Islam] اثر داگلاس ماری [Douglas Murray] با ترجمه حمیدرضا خطیبی توسط نشر هنوز با قیمت ۱۶۰ هزار تومان روانه بازار شد.

مرگ غریب اروپا (مهاجرت، هویت، اسلام)» [The strange death of Europe : immigration, identity, Islam]  داگلاس ماری [Douglas Murray]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «مرگ غریب اروپا» مرثیه‌ای است بر مرگ تدریجی قاره‌ای که زادگاه تمدن غرب محسوب می‌شود. این کتاب مانیفست جنبش در حال ظهور محافظه‌کاری اجتماعی است که در واقع واکنش لایه‌های درونی تمدن غرب است نسبت به تهدید نابودی قریب الوقوع خود.

مرگ غریب اروپا، کتابی است درباره جنبش روبه گسترشی که بذرهای آن پس از جنگ دوم جهانی و با پایان عصر استعمار در غرب پاشیده شد، دست و پای آن در سایه اتهام اشباح ناخوشایند تاریخ غرب مانند نژادپرستی و فاشیسم بسته ماند و اینک در سال‌های اخیر به نظر می‌رسد خود را از قید و بندهای پیشین می‌رهاند و با خشم و خشونت اعلام وجود می‌کند.

درواقع این کتاب مرثیه‌ای است بر مرگ تدریجی قاره‌ای که زادگاه تمدن غرب محسوب می‌شود. این کتاب مانیفست جنبش در حال ظهور محافظه‌کاری اجتماعی است که در واقع واکنش لایه‌های درونی تمدن غرب است نسبت به تهدید نابودی قریب الوقوع خود.

داگلاس ماری، نویسنده و تحلیلگر محافظه کار بریتانیایی، در این کتاب از دو بحران بالقوه ویرانگر اروپا سخن می‌گوید: مهاجرت گسترده از دیگر سرزمین‌ها، به خصوص خاورمیانه، و بحران خستگی وجودی تمدن غرب و از دست رفتن انگیزه‌ی این تمدن برای بقای خود (لحن تند و صریح نویسنده را باید در چارچوب نگرانی و خشم نهفته‌ی محافظه‌کاری اجتماعی و گرایش‌های راست غرب تحلیل کرد). به باور وی، کاهش‌زاد و ولد، مهاجرت گسترده از سرزمین‌هایی با فرهنگ‌هایی نامتجانس با غرب، و احساس گناه غربی‌ها، دست به دست هم داده است تا اروپایی‌ها در مواجهه با این تهدید ویرانگر ناتوان بنمایند. شاید حق با اشپنگلز باشد که می‌گفت: «تمدن‌ها نیز مانند انسان‌ها به دنیا می‌آیند، شکوفا می‌شوند، رو به زوال می‌روند و در نهایت می‌میرند.»

................ هر روز با کتاب ...............

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...