"محمد خوانساری" ترجمه‌ی "ایقاظ النائمین" اثر ملاصدرا را منتشر می‌کند.

خوانساری در گفتگو با ایسنا از "ایقاظ النائمین" به‌عنوان جامع‌ترین اثر صدرالمتألهین شیرازی در حوزه‌ی عرفان اسلامی یاد کرد و گفت: همه‌ی آن مطالبی که به‌طور پراکنده درباره‌ی عرفان در دیگر آثار ملاصدرا منعکس شده‌، در این اثر ارایه شده‌اند.

او از سوی دیگر، کار تصحیح این اثر عرفانی را به‌پایان برده، که زیر چاپ است. خوانساری بر تصحیح "ایقاظ النائمین" مقدمه‌ای نیز نوشته و در آن به شرح و بسط مفاهیم دشوار کتاب پرداخته است.

ترجمه و تصحیح "ایقاظ النائمین" به‌زودی توسط بنیاد حکمت اسلامی صدرا روانه‌ی بازار نشر می‌شوند.

محمد خوانساری متولد سال 1300 در اصفهان، در رشته‌های فلسفه و علوم تربیتی تحصیل کرده است. او همچنین از دانشگاه سوربن، دکتری منطق و فلسفه دارد. و در سال 84 برنده جایزه چهره ماندگار در رشته منطق شد.

از جمله آثار این استاد فلسفه به کتاب "منطق صوری"، "مقولات" (ترجمه از ارسطو) و "صرف و نحو و اصول تجزیه و ترکیب" در 15 جلد می‌توان اشاره کرد.

تمام کارهایم به خودم نزدیک است از لحاظ تم و مضمون... یک شخصیت صددرصد فروپاشیده می‌خواستم... در خودم سال‌هاست این بی‌مرزی را ساخته‌ام. بی‌مرزی نه به این عنوان که متعلق به جایی نباشم، ترجیح می‌دهم متعلق به مرزی نباشم، ولی داستان‌هایم قصه‌های آدم‌هایی است که میان این دو مرز سرگردانند... داستان‌نویسی را بیانیه اجتماعی و سیاسی نمی‌دانم ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...