چاپ نخست کتاب «اصول عقاید در نگاه قرآن» نوشته فریده مصطفوی و فاطمه جعفری از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش ایبنا، نویسندگان این کتاب کوشیده‌اند توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد را به صورت حکمت قرآنی و لقمانی تدوین کنند و عقاید را در قالب تفسیر قرآن به زبانی ساده و روان و در عین حال، محکم و با صلابت در اختیار نسل تحصیل‌کرده به ویژه جوانان قرار دهند تا خوانندگان از طریق استدلال عقلانی قرآنی در وادی عقاید گام نهند.

اصول عقاید، زیربنای ساختار دین‌داری و مسلمانی ماست و بر همه لازم است تا در این‌باره به تحقیق و مطالعه بپردازند و از طریق استدلال، به آن اصول دست پیدا کنند، چرا که تمام علمای اسلام به اتفاق آرا، تقلید و تعبد را در اصول دین ‌روا ندانسته، مطالعه و بررسی را ضروری می‌شمارند. از سوی دیگر، از مجموع 6666 آیه قرآن، بیش از هر موضوعی به ترتیب به توحید، معاد، عدل و امامت پرداخته شده است و به قدری بر اصول اعتقادات تاکید شده که اگر انسانی فاقد آن باشد، اعمالش مقبولیت نخواهد داشت. از سوی دیگر، انکار هر یک به انکار سایر اصول برمی‌گردد. وانگهی اصول عقاید در تمام شوون فردی و اجتماعی انسان‌ها، نقش سرنوشت‌سازی دارد، چرا که اعمال در اسلام بستگی تام و تمامی به عقیده و انگیزه خواهد داشت. به عنوان مثال، اگر کسی در جهاد شرکت کند و اعتقادش گرفتن غنایم باشد یا برای قهرمان شدن بجنگد، هیچ‌گونه ارزشی ندارد. همچنین اگر روزه ماه رمضان را به خاطر تامین بهداشت و سلامت بدن بگیرد، جز گرسنگی و تامین سلامت جسمانی، اجری نخواهد داشت.

بر اساس مطالب کتاب، «مراجع عظام تقلید نیز مطالعه و بررسی این اصول را واجب شمرده، تقلید را در آنها حرام اعلام کرده‌اند. در گذشته‌های دور، در مساجد و مراکز علمی، مردم خواندن یک دوره اصول عقاید را بر خود فرض می‌دانستند و سپس دین و عقاید خود را به امام معصوم(علیهم‌السلام) و یا علما عرضه می‌داشتند، ولی امروز جوانان، بانوان و مردان در آموزش‌های اعتقادی، کمترین دغدغه‌ را از خود نشان می‌دهند. به آنچه در مدارس خوانده می‌شود، بسنده می‌کنند در صورتی که کافی نیست، چون بیشتر به کسب نمره فکر می‌کنند. توحید و معاد و نبوت، که سه رکن رکین دین‌داری است و اگر انسان از آن غفلت کند از جرگه اسلام واقعی بیرون می‌رود، چرا که جز با شناخت «مبدا» و «معاد» و «راه» و «راهنما»، اصولا هدایت دینی سازمان نمی‌گیرد و آدمی در صراط مستقیم آئین حنیف قرار نمی‌گیرد.»

امام علی(ع) می‌فرماید: «اول الدین معرفته و کمال معرفته التصدیق به؛ اساس دین بلکه آغاز دین‌باوری، معرفت باری‌تعالی است و کمال معرفت، تصدیق و باور داشتن به حضرت حق است.»

در واقع، توحید و شناخت حضرت حق، محور تمام ارزش‌های اسلامی محسوب می‌شود و فروع دین و اخلاق بر این پایه استوار است. عزت و آزادگی، سیادت و غیرت، توکل و اعتماد انسان‌ها همگی از توحید نشئات می‌گیرند، چنانچه پستی و ذلت بردگی، بی‌غیرتی و تعصبات جاهلانه نیز از فقدان معرفت توحیدی مایه می‌گیرند. بنابراین نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر، حج و جهاد، تولا و تبرا در صورتی برپا داشته می‌شوند که انسان در توحید و معاد به باور برسد.

مطالعه این کتاب برای قشر تحصیل کرده و بانوان محقق و سایر اقشار جامعه بسیار سودمند خواهد بود، به ویژه این که به شکل بدیعی تدوین و آیات قرآن به صورت همه‌جانبه و به یاری آیات دیگر تفسیر و بررسی شده‌اند و اشارات تاریخی و شواهد عینی بر شکوه و جذابیت آن افزوده‌اند. در حقیقت، قرآن فطرت را با عقل و طبیعت به هم پیوند زده، این پیوندها در این نوشتارها به طور طبیعی و به ظاهر از هم گسسته و تشریح می‌شوند و سپس پیوندی تازه پیدا می‌کنند. این مجموعه عقلانی قرآنی در موضوع خود، بسیار بدیع، جذاب و خواندنی است.

چاپ نخست کتاب «اصول عقاید در نگاه قرآن» در شمارگان 1100 نسخه، 167 صفحه و بهای 27000 ریال راهی بازار نشر شد.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...