کتاب «بزرگ‌ترین فریضه» گردآوری دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح یزدی درباره امر به معروف و نهی از منکر است. بر اساس این دیدگاه‌ها، بزرگ‌ترین آفت جامعه اسلامی تبدیل منکر به معروف و معروف به منکر است.

به گزارش ایبنا، محمد روحانی، مسوول تدوین و نشر کتاب در موسسه امام خمینی(ره)
هدف از انتشار این مجموعه را ارایه مباحثی منسجم درباره امر به معروف و نهی از منکر برای تمام افرادی دانست که احیای این فریضه در جامعه اسلامی به دغدغه‌ای برای آنان تبدیل شده است.

وی افزود: در ابتدای این اثر، مفهوم و اهمیت و جایگاه این فریضه برای مخاطب شرح داده می‌شود تا به این ترتیب زمینه برای درک مفاهیم بعدی کتاب درباره امر به معروف و نهی از منکر فراهم شود.

روحانی ادامه داد: این مفاهیم مواردی نظیر شرایط و مراتب، جلوه‌های امر به معروف و نهی از منکر در سیره پیامبر(ص) و امامان(ع)، ‌روش‌ها و مصادیق بارز و 10 راهکار برای اجرای این فریضه را دربر می‌گیرد.

وی بخش پایانی این کتاب را بررسی مهم‌ترین چالش‌های امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه آیت‌الله مصباح دانست و گفت: این چالش‌ها در چهار دسته جای گرفته‌اند که مهم‌ترین آنها، تغییر منکر به معروف و معروف به منکر به عنوان آفت جامعه اسلامی است.

روحانی ادامه داد: تساهل و تسامح و همچنین خشونت در امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی مسوولان و التهاب‌آفرینی در جامعه و همچنین امر به معروف و نهی از منکر آزادی دیگر موارد بررسی شده در بخش پایانی‌اند.

کتاب «بزرگ‌ترین فریضه» به کوشش قاسم شبان‌نیا در 208 صفحه و بهای 23000 ریال به تازگی از سوی انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...