مجموعه دوجلدی «جلوه های لاهوتی (شرح زیارت جامعه کبیره)» اثر آیت الله محمدباقر تحریری توسط مؤسسه بوستان کتاب در ۱۷۴۴ صفحه به چاپ رسید.

جلوه های لاهوتی (شرح زیارت جامعه کبیره) محمدباقر تحریری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، زیارت جامعه کبیره توسط امام هادی (ع) در پاسخ به درخواست فردی برای زیارت بلیغ و کامل امامان بیان شده است.

مضمون زیارت جامعه کبیره، مقام امامت و شأن ائمه اطهار (ع) و وظایف شیعیان در برابر آنهاست. این زیارت را نخستین بار شیخ صدوق روایت کرده و تاکنون شرح‌های فراوانی بر زیارت جامعه کبیره نوشته شده است.

اثر پیش رو نیز تفسیر این زیارت شریف است که بر اساس دیدگاه‌های توحیدی، ولایی و اخلاقی نوشته شده و بر پایه کتاب و سنت، با روش مفسیر کبیر قرآن کریم، حضرت علامه سید محمدحسین طباطبایی (ره) سامان یافته است.

در ابتدای این اثر، ضمن بیان جایگاه زیارت جامعه کبیره، وظایف قبل از زیارت تشریح و سپس علت گفتن شهادتین و تکبیرات ذکر شده است. در اثر مذکور، فراز به فراز این زیارت به تفکیک همراه با شرح هر فراز به رشته نگارش در آمده است.

در این اثر، زیارت جامعه کبیره به دو بخش تقسیم شده و هر بخش در قالب یک جلد تفسیر شده است. در بخشی از این کتاب آمده است:

در فرازی به ائمه (ع) خطاب می‌کنیم که شما معدن رحمت می‌باشید. ائمه (ع) معدن و مرکز تمام رحمت های رحمانیّه و رحیمیّه حق تعالی و شئون آن دو می‌باشند که در هر عالمی بعدی از ابعاد آن را ظهور می‌دهند؛ یعنی در مرتبه قبل از عالم دنیا، تنها رحمت رحمانیّه ظهور می‌کند و در عالم دنیا به سبب گستردگی و ابعاد آن، رحمت رحمانیه و رحیمیه با شئونشان ظهور کرده و در عالم آخرت نیز، هم به دلیل ایجاد موجودات و هم به علت رسیدن مؤمنین به کمالاتشان هر دو صفت از طریق وسایط ظهور می‌نماید؛ چنان که امام صادق (ع) می‌فرماید: برای خداوند عزوجل از رحمتش مخلوقی است که ایشان را از نورش آفرید و برای آن، رحمتی است از رحمتش که برای ایشان رحمت را آفریده است….

پس به واسطه ایشان گناهان را محو کرده و ناراحتی‌ها را دفع می‌نماید و رحمت را نازل می‌گرداند و اموات را زنده کرده و زندگان را می میراند و به وسیله ایشان انسان را امتحان می‌کند و به واسطه ایشان قضاوتش را در مخلوقاتش اجرا می‌نماید. راوی گوید: فدایت شوم ایشان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: اوصیا می‌باشند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...