کتاب «جستاری در خصوص فاهمه بشری» [An Essay Concerning Human Understanding] نوشته جان لاک [John Lockeبا ترجمه کاوه لاجوردی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

جستاری در خصوص فاهمه بشری» [An Essay Concerning Human Understanding] نوشته جان لاک [John Locke]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جان لاک، متولد ۱۶۳۲ و درگذشته به سال ۱۷۰۴، یکی از مهم‌ترین مفسران نظریه قرارداد اجتماعی و ازجمله پیروان مکتب تجربه‌گرایی فلسفی است. کتاب «جستاری در خصوص فاهمه بشری» هم اولین و مفصل‌ترین متن نظام‌مند در مکتب تجربه‌گرایی است. برنارد راسل در تاریخ فلسفه غرب خود، لاک را از پرنفوذترین فلاسفه دوران مدرن دانسته است.

اولین ‌ویراست این‌کتاب سال ۱۶۸۹ منتشر شد و همان‌زمان مورد استقبال گروه‌های فلسفی قرار گرفت. این‌کتاب تا زمان مرگ لاک، بارها ترجمه و تجدیدچاپ شد. برهان‌های متعدد برای این‌که انسان فاقد ایده فطری است، کیفیات اولیه و ثانویه، حافظه امر نامتناهی، ضرورت و اختیار، هویت شخصی، ذات واقعی و ذات نامی، نام جوهرها، دانش شهودی و برهانی، نقص‌های زبان، علم انسان درباره خدا، نسبت ایمان و خرد و ... از جمله موضوعاتی هستند که لاک در این‌اثر خود به آن‌ها پرداخته است.

آخرین ویراست «جستاری در خصوص فاهمه بشری» سال ۱۷۰۰ منتشر شد و ترجمه فارسی پیش‌رو از آن هم، با استفاده از متن چاپ‌شده در سال ۱۹۷۵ ارائه شده است. مترجم کتاب در ابتدای این‌اثر، توضیحات کاملی درباره ویژگی‌های انشایی و محتوایی کتاب لاک آورده و شیوه ترجمه خود را هم تشریح کرده است. او مطالبی از مقدمه خود را هم به ویژگی‌های ترجمه فرانسوی این‌کتاب و همچنین ترجمه فارسی صادق رضازاده‌شفق اختصاص داده است.

کاوه لاجوردی درباره کتاب «جستاری در خصوص فاهمه بشری» می‌گوید متن لاک گرچه سخت‌خوان است، این‌سخت‌خوانی عمدتا ناظر به سخت‌خوان‌بودن و طولانی‌بودن جمله‌هاست. تا جایی که به محتوا مربوط می‌شود، متن کمابیش روشن است و حتی در مواضع متعددی پرگویانه و پرتفصیل است. بنابراین به گمان مترجم اثر، این‌فرازهای کتاب نیازی به توضیح ندارند. و توضیحی اگر لازم بوده، کار فردی لاک‌شناس بوده نه مترجم. لاجوردی پیش از شروع متن اصلی کتاب، واژه‌نامه انگلیسی به فارسی اثر لاک را هم آورده است.

عناوین اصلی کتاب پیش‌رو به‌ترتیب عبارت‌اند از:

رقعه تقدیمی، رقعه به خواننده، فهرست، فهرست همراه با خلاصه قسمت‌ها، کتاب یک، کتاب دو، کتاب سه، کتاب چهار، توضیحات مترجم، نمایه.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

بنابراین بعد از رعایتِ قواعدِ پیش‌گفته، گاهی برای مسلم‌کردنِ معنی واژه‌ها ضروری است که معنایشان اعلام بشود؛ در جایی که یا کاربردِ عمومیْ معنا را غیرقطعی و شُل رها کرده باشد؛ (مثل کاری که در بیشتر نام‌های ایده‌های بسیارپیچیده کرده است) یا در جایی که کسی آنها را به مفهومی به کار ببَرد که به نحوی خاص خودِ اوست؛ یا در جایی که اصطلاح، چون در بحثْ بسیار پراهمیت است و بحث عمدتا حول آن است، در معرض ابهام یا اشتباهی باشد.

۱۳. همان‌طور که ایده‌هایی که واژه‌های انسان‌ها بر آنها دلالت می‌کنند از قسم‌های متفاوتی‌اند: همان‌طور هم نحوه شناساندنِ ایده‌هایی که واژه‌ها بر آنها دلالت می‌کنند، وقتی که مجالی برای این کار باشد، متفاوت است. چرا که گرچه تعریف‌کردنْ راهِ درستِ شناساندنِ معنای مناسبِ واژه‌ها انگاشته می‌شود؛ ولی بعضی واژه‌ها هستند که تعریف نخواهند شد، همان‌طور که واژه‌های دیگری هستند که معنای مشخص‌شان جز از طریق تعریف نمی‌تواند شناسانده شود: و شاید، گروه سومی که تا حدی در هر دو گروهِ دیگر سهیم باشند،‌ چنانکه در نام‌های جوهرها و حالات و ایده‌های بسیط خواهیم دید.

این‌کتاب با ۶۸۴ صفحه مصور، شمارگان ۸۰۰ نسخه و قیمت ۱۸۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...