جلد دوم کتاب "تاریخ فلسفه اسلامی" زیر نظر دکتر "سیدحسین نصر" و "الیور لیمان" و با ترجمه گروهی منتشر شد. 

این مجلد شامل دو بخش "سوم" و "چهارم" است که در بخش سوم به فیلسوفان مسلمان در غرب عالم اسلام می‌پردازد.

در این بخش این فلاسفه مورد بررسی و معرفی قرار گرفته‌اند : ابن مسره، ابن باجه، ابن طفیل، ابن رشد، ابن سبعین، ابن خلدون.

در بخش چهارم موضوع فلسفه و سنت عرفانی بررسی شده است. عناوین موضوعات این بخش عبارتند از: مقدمه‌ای بر سنت عرفانی، عین القضات همدانی و اوضاع فکری زمانه‌اش، شهاب‌الدین سهروردی: بنیانگذار مکتب اشراق، سنت اشراقی، ابن عربی، مکتب ابن عربی.

دکتر نصر در مقاله مقدمه‌ای بر سنت عرفانی که دکتر غلامرضا اعوانی آن را ترجمه کرده است نوشته: «اگر بخواهیم از سنت عرفانی در اسلام سخن بگوییم بیش از هر چیز باید معنای عرفان را در زمینه اسلامی آن بفهمیم، خاصه با ملاحظه ماهیت ابهام‌آمیزی که معنای این تعبیر در زبان امروز دارد. فقط هنگامی می‌توانیم درباره عرفان اسلامی سخن بگوییم که معنای اصلی این تعبیر را همچون امری که با اسرار الهی سر و کار دارد درک کنیم.»

همچنین دکتر ضیایی در مقاله‌ای که در باب اندیشه‌های سهروردی نوشته بر این مورد تاکید کرده است که اغلب مستشرقین و مورخین فلسفه اسلامی از بسیاری مطالعات و تحقیقات در مورد بعد نظام‌مند این فلسفه پس از ابن‌سینا غفلت ورزیده‌اند. سنت اشراقی که توسط سهروردی در قرن ششم بنا شد پیشرفتی اساسی را در فلسفه اسلامی، درست پس از ابن‌سینا نشان می‌دهد. اما دوره زمانی میان وفات ابن‌سینا در سال 429 و وفات ابن رشد در سال 595 در برگیرنده سه نگرش و سبک فلسفی ممتاز است. این سه نگرش عبارتند از: مشایی، ابن رشدی و اشراقی.  

"تاریخ فلسفه اسلامی" در 425 صفحه و شمارگان 3000 نسخه از سوی انتشارات حکمت روانه بازار نشر شده است. 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...