کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه: تحقیقی درباره ارزش کار» [Shop Class As Soulcraft: An Inquiry Into the Value of Work] نوشته متیو بی. کرافورد [Matthew Crawford] با ترجمه‌ی کمیل سوهانی منتشر شد.



به گزارش کتاب نیوز، کتاب «فیلسوفی در تعمیرگاه: تحقیقی درباره ارزش کار» در ۲۸۰ صفحه و با قیمت 49هزار تومان توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی به بازار کتاب عرضه شد.

متیو بی. کرافورد فیلسوف و مکانیک است؛ او در دانشگاه شیکاگو فلسفه‌ی سیاسی خوانده و اکنون در دانشگاه ویرجینیا مشغول تدریس و پژوهش است. کرافورد برای نشریه‌ی نیوآتلانتیس مطلب می‌نویسد و تعمیرگاهی نیز برای موتورهای فرسوده راه انداخته و به عنوان یک تعمیرکار فعالیت می‌کند. او تنها دو کتاب منتشر کرده است و با این حال از تحسین‌شده‌ترین نویسندگان آمریکاست. اثر دیگر او با عنوان «جهان فراسوی ذهن شما: درباره‌ی فردشدن در عصر حواس‌پرتی» در سال ۲۰۱۵ منتشر شده است.

کرافورد در بخشی از کتاب نوشته است:

«در این کتاب می‌خواهم درباره‌ی لزوم مهارت در کارهای دستی صحبت کنم. همه‌ی ما به شدت نیازمند چنین مهارت‌هایی هستیم. صرفِ توصیه به پرورشِ چنین مهارت‌هایی کافی است تا در معرض سرکوفت کسانی باشیم که به قول خودشان واقع‌بین‌اند: اقتصاددان واقع‌بین اشاره خواهد کرد به «هزینه‌ی فرصت» زمانی که صرف ساختن یک وسیله به جای خریدن آن می‌شود؛ مربی واقع‌بین هم خواهد گفت آموزش مشاغل مهارتی به جوانان، مشاغلی که دیگر دوره‌شان گذشته، نوعی بی‌مسئولیتی است. اما بر ماست که لحظه‌ای درنگ کرده و از خود بپرسیم اصلاً چرا این پیش‌‌فرض‌ها را باید واقع‌بینی بدانیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...