کتاب «سقراط عاشق: تولد یک فیلسوف» [Socrates in Love: The Making of a Philosopher] نوشته آرمند دَنگور [Armand D'Angour] با ترجمه سیروس قهرمانی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

سقراط عاشق: تولد یک فیلسوف» [Socrates in Love: The Making of a Philosopher] نوشته آرمند دَنگور [Armand D'Angour

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب دوازدهمین‌عنوان از مجموعه «پیاده‌روی با فلسفه» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

پروفسور آرمند دنگور، نویسنده‌ کتاب موردنظر، استاد مطالعات کلاسیک در دانشگاه آکسفورد است. او شاعر و موسیقی‌دان هم هست. دنگور برای نوشتن این‌کتاب از منابع متعدد و متنوعی استفاده کرده که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: نوشته‌های شاگردان سقراط، مستندات معتبر در آثار مورخان، متون طنز و هجویه‎‌های معاصر سقراط با شخصیتِ محوری خود او، منابع پراکنده و کمتر معتبر و مقایسه‌ تطبیقی آن‌ها با منابع دیگر و بررسی شرایط آن دوره.

«سقراط عاشق» اثری تحقیقی و تاریخی با جاذبه‌های ادبی است که به دوران نوجوانی و جوانی سقراط می‌پردازد؛ دورانی که کمتر مورد توجه محققان و مورخان قرار گرفته است. هدف این‌کتاب بررسی زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، نظامی و سیاسی و همچنین تجارب شخصی سقراط برای فهم عواملی است که او را به فیلسوفی ماندگار تبدیل کرد.

این‌کتاب با ۱۷۶ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...