کتاب «کامل الزیارات» تنها کتاب برجای مانده از تألیفات پرشمار ابن قولویه با ترجمه حجت‌الاسلام حسین انصاریان منتشر شد.

کامل الزیارات ابن قولویه  حسین انصاریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، «کامل الزیارات» سرچشمه بسیاری از نقل‌ها در کتب حدیثی است و محدثین پیوسته آن را پیش چشم داشته، از آن به فراوانی بهره برده‌اند.

در این کتاب، احادیث فراوان و پراکنده‌ای که در موضوع زیارت به ویژه زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) است، در چند محور از جمله؛ روایات مختلف درباره شهادت و پاداش زیارت مرقد مبارک امام حسین(ع)،‌ گریستن تمام مخلوقات برای آن‌حضرت،‌ نوحه‌سرایى جنّیان و پرندگان برای امام(ع) و نیز نفرین و لعنت نمودن آنها در حق قاتلین حضرت،‌ ثواب گریه و اقامه عزا برای امام حسین(ع)،‌ زیارت امام حسین(ع) از جانب پیامبران و فرشتگان و چگونگی نماز و زیارت در حرم امام حسین(ع) گردآوری، تنظیم و ارائه شده است که در ترجمه، استاد انصاریان ۱۰۸ مطلب خواندنی حول این محورها را در ۷۴۰ صفحه برای مخاطبین خود ارائه می‌کند.

در این ترجمه سعی بر آن شده است که متن کتاب و ادعیه با سهولت بیشتر و همه فهم‌تر در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...