مجموعه‌ای تازه از نثرهای عاشقانه سیدمهدی شجاعی با عنوان «چشم‌انتظاری» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این نویسنده که در سال‌های اخیر بیشتر در حوزه فیلم‌نامه و داستان‌ و رمان فعالیت داشته است، به تازگی کتابی را در همان‌ گونه نثرهای قدیمی خود و با عنوان «چشم‌انتظاری» روانه بازار کتاب کرده که مجموعه‌ای تازه از نثرهای عاشقانه‌اش با موضوع انتظار است.

در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: نثرهای کتاب «چشم‌انتظاری» اغلب نثرهایی کوتاه است. شجاعی آن‌چه را می‌توان در قالب کلام برای ایجاد حس‌برانگیزی و خلق احترام میان خود و مخاطب نسبت به امام غایب (عج) به کار برد در این متن‌ها ریخته است.

بر همین اعتبار آن‌چه در این اثر با آن روبه‌رو می‌شویم نه یک متن احساس‌برانگیز صرف است که نویسنده سعی کرده احساس و احترام و نیز بینش و آگاهی دینی نسبت به امام زمان (عج) را با هم تلفیق کند و در متن بگنجاند.

کتاب در کنار متن، با یک اتفاق گرافیکی نیز همراه شده است. فرزاد ادیبی که پیش‌تر در بسیاری از آثار منتشرشده در انتشارات کتاب نیستان و آثار سیدمهدی شجاعی فعالیت داشته، با قطعی متفاوت و شمایلی که تلفیقی از هنر خطاطی و گرافیک به شمار می‌رود، این کتاب را طراحی و صفحه‌آرایی کرده است.

کتاب نیستان «چشم‌انتظاری» را در ۱۱۶ صفحه با جلد سخت و قیمت ۷۹ هزار تومان منتشر کرده است. 

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...