کتاب «امیرالمؤمنین(ع) در کلام امام صادق(ع)» اثر مهدی یزدی در آستانه سالروز ولادت حضرت علی (ع) به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۴۱۶ صفحه منتشر شد.

امیرالمؤمنین(ع) در کلام امام صادق(ع) مهدی یزدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، علاوه بر خواندن زیارت خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی (ص) در روز میلادش، زیارت وصی آن حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نیز مستحب است. چرا که او باب شناخت بحر واسع نبی گرامی اسلام است.

این کتاب شرحی است بر زیارت مولودیه که امام صادق (ع) در روز مولود پیامبر اسلام (هفدهم ربیع الاول) در کنار مضجع امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف جد بزرگوارش خواند و در آن به اقتضای مکان زیارت، بیشتر به ابعاد وجودی حضرت علی (ع) از جهات مختلف پرداخت.

در کتاب‌های ادعیه مثل «اقبال» سید بن طاووس، «زاد المعاد» مجلسی و «مفاتیح‌الجنان» این زیارت از امام صادق (ع) نقل شده که در آن پس از سلام و تحیت به پیامبر (ص) اوصاف متعددی برای امیرالمؤمنین علی (ع) بیان شده است.

آشنایی و فهم بهتر مضامین این زیارت شریف که از لسان امام صادق (ع) و در وصف ابوالائمه امیرالمؤمنین علی (ع) وارد شده، به خوبی می‌تواند ما را با صفات، خصوصیات و روش زندگی آن پیشوای بر حق آشنا کند، امری که اثر پیش رو عهده دار آن است.

این اثر در دو فصل تألیف شده است؛ در فصل اول که با عنوان «آشنایی با زیارت مولودیه» تدوین شده، به حوادث مقارن با میلاد پیامبر (ص)، زیارت امیرالمؤمنین علی (ع) در روز تولد پیامبر (ص)، و سند زیارت مولودیه و متن کامل آن پرداخته شده است.

در فصل دوم که تحت عنوان «ترجمه و شرح فقرات زیارت مولودیه» می‌باشد، در این فصل پس از بیان اوصافی از پیامبر گرامی اسلام (ص)، اوصافی در وصف حضرت علی (ع) آمده است که از جمله اوصافی که در این فصل در خصوص حضرت علی (ع) ذکر شده، می‌توان به، حامل لوای حمد، قسیم النار و الجنه، دریای علوم، حافظ جان پیامبر (ص) در لیله المبیت، کشتی نجات، آشکارکننده شگفتی‌ها، خبردهنده از آینده، وارث علم پیامبر (ص) اشاره کرد.

برشی از اثر

آیا علی (ع) درزمان حیات رسول الله (ص) هم به این لقب خوانده شده است؟

ابن عباس نقل کرده است روزی با پیامبر (ص) نشسته بودیم که علی بن ابی طالب (ع) وارد شد و بر حضرت رسول اکرم (ص) سلام کرد، حضرت چنین پاسخ دادند: سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای امیرالمؤمنین! علی (ع) {تعجب کرد و} گفت: {چگونه من امیرالمؤمنین باشم} حال آنکه شما در حیات هستید در رسول خدا؟ فرمود: آری در حیات من نیز تو امیرالمؤمنینی، {زیرا} دیروز که من و جبرئیل سخن می‌گفتیم، تو از کنار ما گذشتی و سلام نکردی، جبرئیل به من گفت: چه شده که «امیرالمؤمنین» بر ما گذشت و سلام نکرد؟! اگر سلام کرده بود، ما شاد می‌شدیم و جواب وی را هم می‌دادیم. علی (ع) فرمود: آری، دیروز شما و دحیه را دیدم که در خلوت سخن می‌گفتید، نمی‌خواستم سخن شما را {با سلام خود} قطع کنم؛ پیامبر (ص) فرمود: نه، او دحیه نبود، بلکه جبرئیل بود و چون درباره اشتیاقِ شنیدن سلام از تو، چنین گفت، به او گفتم: ای جبرئیل چگونه در این سخن خود علی را امیرالمؤمنین خواندی؟ گفت: {او را خدا امیرالمؤمنین خواند، زمانی که} در جنگ بدر به من وحی کرد بر محمد نازل شو و به وی امر کن که او به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب دستور دهد تا وی بین دو صف جنبش و تحرکی نماید، پس خداوند در کلامش او را امیرالمؤمنین نامید. آنگاه پیامبر فرمود: پس تو ای علی امیرِ مؤمنانی در آسمان و امیرِ مؤمنانی در زمین؛ از من جز کافر بر تو پیشی نمی‌گیرد و جز کافر از تو سرپیچی نمی‌کند و اهل آسمان‌ها تو را امیر مؤمنین می‌خوانند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...