کتاب «خنده: جستاری در معنی امور خنده آور» [Le rire, essai sur la signification du comique یا Laughter)] نوشته هانری برگسون [Henri Bergson] با ترجمه مهستی بحرینی روانه بازار کتاب شد.

خنده: جستاری در معنی امور خنده آور» [Le rire, essai sur la signification du comique یا Laughter)] نوشته هانری برگسون [Henri Bergson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «خنده» ازجمله کتاب‌های فلسفی است که پژوهشی درباره مفهوم امور خنده‌آور انجام داده و برگسون آن را در ۱۹۰۰ تألیف کرده است.

نوشتار حاضر به قلم یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان اوایل سده بیستم میلادی است. شهرت علمی او از محدوده فرانسه فراتر رفت و در سراسر جهان به عنوان فیلسوفی تاثیرگذار شناخته شد، چنانچه در سال ۱۹۲۷ به جایزه ادبی نوبل دست یافت. برگسون را می‌توان الهام بخش نویسندگان و اندیشمندان مختلفی دانست.

او معتقد بود: خودانگیختگی اراده و عمل انسان را نمی‌توان با روش‌های علوم طبیعی تبیین کرد و از راه استدلال نمی‌توان به ادراک واقعی دست یافت.

«خنده» متشکل از سه مقاله است که برگسون آن را ابتدا در «روو دو پاری» چاپ کرد و پس از آن به صورت کتابی مستقل انتشار داد. او در این اثر کوشید تا با تجربه و تحلیل مسایلی که موجب خنده می‌شود پی ببرد که این مسایل چرا و چگونه ما را می‌خنداند. از نظر برگسون خنده کارکردی اجتماعی دارد. ما به اشخاص یا به کارهایی که می‌کنند می‌خندیم و نه به اشیاء برای درک خنده، باید آن را در محیط طبیعی‌اش یعنی جامعه قرار دهیم و به خصوص باید فایدۀ آن را که جنبۀ اجتماعی دارد مشخص کنیم چون خنده باید پاسخگوی پاره‌ای از مقتضیات زندگی باشد. برگسون می‌کوشد تا معنی خنده را توضیح دهد و بگوید چه چیزی در کُنه امر خنده آور نهفته است.

«خنده: جستاری در معنی امور خنده آور» توسط مهستی بحرینی در 180صفحه ترجمه شده و با قیمت 35 هزار تومان در بازار کتاب عرضه شده است.

[کتاب حاضر نخستین‌بار با همین عنوان با ترجمه ع‍ب‍اس‌ ب‍اق‍ری‌ توسط انتشارات شباویز در سال ۱۳۷۹ منتشر شده‌ است.]

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...