«رساله القدس» نوشته روزبهانِ بقلیِ شیرازی، یکی از برجسته‌ترین آثار عرفانی و سلوکی به زبان فارسی است که اخیرا شرح علی شالچیان ناظر بر آن منتشر شده است.

شرح رسالة القدس» به قلم علی شالچیان ناظر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «شرح رسالة القدس» به قلم علی شالچیان ناظر نخستین شرح بر «رساله القدس» اثر روزبهان بقلی شیرازی است که به تازگی منتشر شده است.

روزبهانِ بقلیِ شیرازی (متوفّای 606 ق) از بزرگانِ اهل معرفت و از سالکانِ برجستۀ وحدت وجودی است که آثار عربی و فارسی فراوانی را از خود برجای گذاشته است.

از آثار بسیار مهمِ او که آن را به زبان فارسی نوشته است و متنی فاخر و ادبی دارد، کتاب رسالة القُدس (الرسالة القدسیّة) است.

این کتاب در دوره پختگی روزبهان ابومحمدبن ابی نصربن روزبهان بقلی فسایی شیرازی نوشته شده و می‌توان آن را از بهترین و عمیق‌ترین آثار او دانست.

روزبهان در مقدمۀ این کتاب، اشاره کرده است که رسالة القدس را برای مشایخ (سالکان پیشرفته و استادان سلوک) و برای سالکان متوسط، از اهل سلوکِ خراسانِ بزرگ و ترکستان، نوشته است.

برخی از مباحثِ این کتاب عرفانی چنین است: فصلی در باب معرفت. فصلی در بیان احوال. فصلی در بیان مکاشفه و مشاهده. فصلی در معرفت ارواح. فصلی در معرفت قلب. فصلی در معرفت عقل. فصلی در معرفت نفس.

این اثر مشتمل بر حقایقِ عرفانی فراوانی است که با زبان رمز و اشاره، نگاشته شده است و از این رو، دستیابی به حقایق و نکته‌های این اثر برای بسیاری، مقدور نیست و نکته‌های اشاره‌وارِ آن نیازمند شرح است.

انتشارات سلوک ما کتاب «شرح رساله القدس» را در 537 صفحه و در قطع رقعی روانه بازار کتاب کرده است.

علی شالچیان ناظر؛ دانش آموخته علوم اسلامی و دارای گواهی اجتهاد؛ پژوهشگر علوم اسلامی و پژوهشگر مطالعاتِ عرفانی است. "وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی‌الدین ابن عربی" از آثار شناخته شده این پژوهشگر ارشدِ بازنشسته صدا و سیماست.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...