کتاب «اخلاق در سیاست» نوشته مایکل سندل با ترجمه افشین خاکبار، توسط نشر نو منتشر شد.

به گزارش مهر، نسخه اصلی این کتاب که یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه فلسفه زندگی» نشر نو است، در سال ۲۰۰۶ توسط انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شده است.

کتاب پیش‌رو، مقالات و نوشته‌هایی دارد که خط واصل‌شان دیدگاه‌های مختلف درباره دخالت دولت در جنبه‌های اخلاقی بخش عمومی و میزان این دخالت است. آیا می‌توان بدون پرداختن به مسائل بحث‌برانگیز اخلاقی مانند سقط جنین، خودکشی با کمک دیگران، حد و مرز پژوهش‌های سلول‌های بنیادی و … و همچنین پاسخ‌دادن به این سوال که منظور از زندگی خوب چیست، به سیاست‌گذاری در حوزه عمومی پرداخت؟ سندل برای ارائه پاسخ به سوالاتی از این دست، مثال‌های مختلفی زده که بسیاری از آن‌ها از جمله نحوه رفتار با اقلیت‌های قومی و دینی یا مساله تبعیض مثبت، از دلمشغولی‌های همیشگی جوامع متکثری است که از تنوع قومی و دینی چشمگیری برخوردارند ولی برخی دیگر بیشتر در بافت و شرایط فرهنگی جوامع غربی معنا دارند.

مایکل سندل می‌گوید بسیاری از مقاله‌هایی که در این کتاب آمده‌اند، مرز میان اظهارنظر سیاسی و فلسفه سیاسی را مبهم می‌سازند و از دو منظر می‌توان آن‌ها را تلاشی در حوزه فلسفه عمومی دانست؛ از یک سو در بحث و جدل‌های سیاسی و حقوقی زمانه جایی برای فلسفه باز می‌کنند و از سوی دیگر، تلاشی برای فلسفه‌ورزی در حوزه زندگی عمومی، یعنی وارد کردن فلسفه اخلاقی و سیاسی در گفتمان عمومی معاصر هستند. بیشتر نوشته‌های این کتاب، پیش از چاپ در قالب این کتاب، در نشریاتی چون ماهنامه آتلانتیک، نیو ریپابلیک، نیویورک تایمز و نیویورک ریویو او بوکز منتشر شدند. برخی دیگر از نوشته‌های سندل در این کتاب هم در بررسی‌های حقوقی یا نشریات دانشگاهی به چاپ رسیدند.

نویسنده کتاب در نوشته‌هایی که در این اثر به چاپ رسیده‌اند، علاوه بر پژوهشگران و اندیشمندان، مخاطبان عام و مردم عادی را هم مورد خطاب قرار داده است.

این کتاب ۳ بخش اصلی با عناوین «زندگی مدنی در آمریکا»، «استدلال‌های اخلاقی و سیاسی» و «لیبرالیسم، تکثرگرایی و جامعه» دارد که ۳۰ فصل را در خود جا داده‌اند. عناوین فصول بخش اول کتاب از اول تا هفتم به این ترتیب است: «جست‌وجوی امریکا برای فلسفه بخش عمومی»، «فراسوی فردگرایی: دموکرات‌ها و جامعه»، «سیاست فضیلتِ ساده»، «اندیشه‌های بزرگ»، «مشکل مدنیت»، «استیضاح: گذشته و اکنون» و «وعده رابرت اف کندی».

«علیه بخت‌آزمایی دولتی»، «آگهی‌های تجاری در کلاس درس»، «تبدیل حوزه عمومی به نشان تجاری»، «ورزش و هویت مدنی»، «حراجِ تاریخ»، «بازارِ شایستگی»، «آیا باید حق آلایندگی را خرید و فروش کنیم؟»، «افتخار و خشم»، «در دفاع از تبعیض مثبت»، «آیا باید در صدور حکم به حرفهای قربانیان نیز گوش داد؟»، «کلینتون و کانت در باب دروغ»، «آیا خودکشی با کمک دیگران در زمره حقوق است؟»، «مسائل اخلاقی مرتبط با جنین»، «استدلال اخلاقی و تساهل لیبرالی» هم عناوین فصل‌های درج‌شده در بخش دوم کتاب هستند که از ۸ تا ۲۱ ادامه دارند.

فصول ۲۲ تا ۳۰ کتاب هم در بخش سوم قرار دارند که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «اخلاق و آرمان لیبرال»، «جمهوری رویه‌گرا و خودِ سبکبار»، «عدالت به‌عنوان عضویت در جامعه»، «خطرِ انقراض»، «لیبرالیسم دیویی و لیبرالیسم ما»، «سیادت و غرور در یهودیت»، «لیبرالیسم سیاسی»، «به یاد رالز» و «محدودیت‌های جامعه‌گرایی».

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

یکی از نشانه‌های نبوغ فلسفی رورتی این است که از دل عمل‌گرایی دیویی، نظریه سیاسی‌ای را بیرون می‌کشد که به‌شدت با نظریه‌ای که دیویی تصدیق می‌کرد در تضاد است. دیویی نمی‌پذیرفت که دولت باید در میان درک‌های مختلف از زندگی خوب بی‌طرف باشد. او نداشتن تعلق خاطر اخلاقی و معنوی در زندگی عمومی را گرامی نمی‌داشت، بلکه از آن ابراز تأسف می‌کرد. او به تمایز شدید میان زندگی خصوصی و عمومی قائل نبود و از این دیدگاه (که در اندیشه‌های هگل و تی. اج. گرین فیلسوف آرمانگرای بریتانیایی ریشه داشت) دفاع می‌کرد که آزادی فردی تنها به عنوان بخشی از یک زندگی اجتماعی تحقق می‌یابد که شخصیت اخلاقی و مدنی شهروندان را پرورش می‌دهد و الهام‌بخش پایبندی به خیر عمومی است.

رورتی جنبه جامعه‌گرایانه اندیشه دیویی را کنار گذاشته و، در عوض، با توسل به عمل‌گرایی دیویی لیبرالیسمی را می‌سازد که بنیان‌های اخلاقی یا فلسفی را نفی می‌کند. رورتی می‌گوید که عمل‌گرایی به ما می‌آموزد که این اندیشه را کنار بگذاریم که فلسفه بنیان‌های معرفت را فراهم می‌سازد. همچنین لیبرالیسم به ما یاد می‌دهد که این اندیشه را کنار بگذاریم که آرمان‌های اخلاقی و دینی توجیه‌هایی را برای ترتیبات سیاسی فراهم می‌آورند. لیبرالیسم رورتی می‌گوید مردم‌سالاری بر فلسفه مقدم است. این بدان معناست که لزومی ندارد دفاع از مردم‌سالاری بر پیش‌فرض هیچ تصویر خاصی از زندگی خوب مبتنی باشد. بازنویسی خلاقانه (یا به قول برخی مصادره) لیبرالیسم دیویی به دست رورتی به روشن کردن تمایز میان لیبرالیسم جامعه‌گرایِ دیویی و لیبرالیسم حق‌محور و آشناترِ زمانه ما کمک می‌کند.

این کتاب با ۳۶۶ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۴۹ هزار تومان منتشر شده است.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...