کتاب «مانیفست قهرمان هرروزه»  [The everyday hero manifesto] نوشته رابین شارما [Robin Sharma] با ترجمه محدثه احمدی و از سوی نشر نون روانه کتاب‌فروشی‌ها شد.

«مانیفست قهرمان هرروزه»  [The everyday hero manifesto : aim for iconic, rise to legendary, make history] نوشته رابین شارما [Robin Sharma]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شارما که پیشتر کتاب پرفروش «باشگاه پنج صبحی‌ها» را به بازار کتاب معرفی کرده است، در آخرین کتاب خود از داستان زندگی‌اش می‌گوید و با تجویز دستورالعمل‌هایی، مخاطبانش را برای رویارویی با جهانی که هرروزه در حال تغییر است، یاری می‌دهد.

در توضیح ناشر آمده که رابین شارما بیش از بیست و پنج سال مربی میلیاردرها، غول‌های کسب‌وکار، ستاره‌های ورزشی و افراد برجسته حوزه سرگرمی بوده و آن‌ها را به سمت نتایجی فوق‌العاده سوق داده است. ازجمله، او مراجعانی از ناسا، مایکروسافت، نایکی، فداکس، استارباکس و دانشگاه ییل دارد. شارما حالا در این کتاب ارزشمند سیستم تحول‌آفرین خود را در اختیار کسانی قرار داده است که می‌خواهند به مثبت‌نگری، بهره‌وری و آزادی روحی برسند و به دیگران خدمت کنند.

در «مانیفست قهرمان هرروزه» داریم:
- عادات مخفی بسیاری از خلاق‌ترین و موفق‌ترین کسانی که رؤیاها و آرزوهایشان را درک کرده‌اند.
- تکنیک‌هایی برای تبدیل ترس به انرژی، مشکلات به قدرت و دردسرهای گذشته به پیروزی.
- طرح برجسته‌ای برای حفاظت از خود در مقابل حواس‌پرتی‌ها و اهمال‌کاری‌ها با هدف هویدا کردن جادوی وجود.
- بینش‌هایی پیشگامانه در سطح جهان که ما را به سمت تناسب فوق بشری می‌برند و سبب می‌شوند منظم‌ترین انسان دنیا شویم.
- حکمتی غیرمعمول که باعث می‌شود با سادگی، زیبایی و آرامش بیشتری عمل کنیم.

کتاب «مانیفست قهرمان هرروزه» نوشته رابین شارما، در 352 صفحه، با تیراژ هزار و 500 نسخه، به قیمت 99هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، با ترجمه محدثه احمدی و از سوی نشر نون روانه بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...