چاپ ششم کتاب «افزایش محبت بین همسران؛ راهکارها و شیوه‌ها از منظر اسلام و روانشناسی» اثر بتول زاهد پور به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۲۸۸ صفحه منتشر شد.

افزایش محبت بین همسران؛ راهکارها و شیوه‌ها از منظر اسلام و روانشناسی» اثر بتول زاهد پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، خانواده نخستین و مهمترین نهاد اجتماعی بشر است؛ از این رو، بنیادی‌ترین نقش را در شکل گیری افکار، عقاید، رفتار و شخصیت هر انسانی ایفا می‌کند. این مسئله موجب شده تا آموزه‌های دینی رهنمودهای فراوانی درباره اهمیت تشکیل خانواده، حفظ آن و وظایف اخلاقی و حقوقی همسران بیان نمایند.

نگارنده در این اثر بر آن شده تا با خوانشی از متون دینی و قرین ساختن آن با علوم روانشناسی و استفاده از طبقه بندی علوم که یکی از برجسته‌ترین معیارهای رده بندی در آموزش و تربیت است، به مقوله راهکارهای افزایش محبت بین همسران را بپردازد.

کتاب حاضر بر پایه مطالعات میان‌رشته‌ای با تلفیق رویکردهای دینی و روانشناسی تدوین شده و دو هدف اساسی را دنبال کرده است» نخست تطبیق آموزه‌های دینی با یافته‌های جدید بشری در حوزه خانواده و تبیین چگونگی کارآمدی آیات و روایات در راستای تحکیم و بالندگی روابط زن و مرد؛ دوم ارائه راهکارهای محبت افزایی در محیط خانواده، در سه حوزه شناختی، عاطفی و رفتاری.

در فصل نخست، پس از بیان دو قِسم تفاوت‌های فردی و نوعی میان زن و مرد، تفاوت‌های نوعی در سه زمینه جسمی، عاطفی و عقلی بررسی شده و آشنایی، درک و پذیرش متقابل تفاوت‌ها به عنوان راهکار اصلی در این فصل مطرح گردیده است. سپس نقش باورهای دینی و تقویت آن در افزایش مهرورزی در نهاد خانواده تبیین می‌گردد. بر اساس یافته‌های این فصل، اعتقاد به توحید، نبوت، معاد و التزام به تقوا باعث اهتمام بیشتر همسران به روابط مطلوب با یکدیگر می‌گردد

در حیطه رفتاری به سبب گسترده بودن رفتارهای نیکو و تأثیرگذار، برجسته‌ترین آن از جمله: ابراز محبت، آراستگی، احترام متقابل، عذرخواهی و عذربپذیری، گفت و شنود مؤثر، همکاری در امور زندگی و استعداد از مشاور، به تفصیل بحث شده که التزام به هر یک از این رفتارها، سبب افزایش احساس رضایتمندی و محبت بین زوجین می‌گردد.

در حیطه عاطفی به دو فصل ارتباط جنسی و هوش هیجانی اشاره شده و ارتباط جنسی به لحاظ جایگاه بی‌نظیر عواطف در جهت بخشیدن به این رفتار، در حیطه عاطفی بررسی شده است و اصول لازم قبل، حین و پس از این ارتباط که منجر به افزایش ارتباط بین همسران می‌گردد مطرح گردیده است. همچنین در این بخش علل سرد مزاجی که یکی از برجسته‌ترین دلایل کاهش محبت زناشویی است، بررسی می‌گردد.

در فصل هوش هیجانی مهارت‌های ضروری در چگونگی شناخت و مدیریت احساسات خویشتن و درک هیجانات مثبت و منفی همسر ذکر گردیده و سپس پیرامون هیجان خشم به عنوان اصلی ترین احساس نابود کننده محبت میان زن و شوهر به تفصیل پرداخته شده و علل و راهکارهای مواجهه با آن بیان می‌گردد.

برشی از کتاب:

همکاری زن و شوهر
بسیاری از مردان کمک به همسر را با اقتدار و جایگاه خود در خانواده، در تضاد می‌بینند و تصورات نادرست درباره وظایف زن در خانه دارند و همه مسئولیت‌های درون خانه را برعهده زن و مسؤولیت خود را فقط در بیرون از خانه می‌دانند. دیدگاه اسلام با این نگرش درباره زنان سازگار نیست و قائل است همکاری مرد نه تنها جایگاه وی را از بین نمی‌برد، بلکه اقتداری نرم و عاطفی به وجود می‌آورد. ضروری است مردان به زحمات همسر و فداکاری‌های او توجه داشته باشند تا حس همکاری آنها تقویت گردد.

وقتی زن و شوهر در انجام امور خانه با یکدیگر همکاری می‌کنند، زندگی عاطفی و جنسی بهتری نیز دارند. مطالعات نشان می‌دهد که حمایت عاطفی و همکاری، دو عوامل مهم رضایت در زندگی است.

از امام علی (ع) روایت شده که رسول خدا (ص) بر ما وارد شدند، در حالی که فاطمه زهرا (س) نزدیک دیگ نشسته بود و من عدس پاک می‌کردم. حضرت فرمودند: یا ابالحسن! مردی نیست که در خانه به همسرش کمک کند، مگر آنکه برای او به عدد هر مویی که در بدنش هست، عبادت یک سال که روزها روزه باشد و شب‌ها به عبادت ایستاده باشد، جزا عطا شود. یا ابالحسن! کسی که از خدمت به خانواده خودداری نکند، خداوند نام او را در زمره شهدا می‌نویسد.

درباره امام خمینی (قدس سره) گفته شده که ایشان در شب‌هایی که بچه‌شان بیمار بود و نمی‌خوابید، ساعات شب را بین خود و همسرش تقسیم می‌کرد. همچنین این روزها پس از تمام شدن درس، ساعتی به بازی با بچه‌ها اختصاص می‌داد تا این که همسرش استراحت کند. و نیز ایشان ضمن درس اخلاق خود به طلبه‌های متأهل توصیه می‌فرمود: آنها نباید شب‌ها وقت خود را به مطالعه بگذرانند، بلکه باید به رسیدگی به امور منزل و حضور در کنار زن و فرزند بگذرانند و سحرها را به مطالعه اختصاص دهند.

همکاری، فارغ از اجر معنوی دو پیام اصلی برای همسر در بر دارد: نخست آن که، من تو رو درک می‌کنم و می دانم چه اندازه تحمل وظایف منزل مشکل است. دوم آن که، من دوست دارم با همین کمک اندک می‌خواهم دوستی ام را ثابت کنم.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...