چاپ نخست «کمتر بحث کنید، بیشتر عشق بورزید» از سوی انتشارات مروارید منتشر شد.

به گزارش آنا، کتاب «کمتر بحث کنید، بیشتر عشق بورزید» راهکارهای عملی در اختیار زوج‌ها قرار می‌دهد تا به جای تمرکز بر نقطه ضعف‌های یکدیگر از طریق مکالمات پنج دقیقه‌ای به تفاهم و عشق پایدار دست پیدا کنند؛ چرا که بنابر نظر نویسنده این کتاب، ادامه رابطه عاشقانه و محبت‌آمیز میان همسران به تلاش و مداومت نیاز دارد.

این کتاب، نگرش جدیدی به خوانندگان معرفی می‌کند تا از طریق آن بتوانند رابطه و گفتگو با طرف مقابل خود را زیر ذره‌بین بگذارند و به وضوح ببینند که چگونه عادات کلامی نامناسب به رابطه آن‌ها آسیب می‌رساند. خوانندگان می‌توانند ابزار لازم برای بازسازی مکالمات خود به دست آورند و عشق و علاقه دوطرفه را بازسازی کنند؛ بنابراین، می‌توانند به فرد جدیدی تبدیل شوند و الگوی بهتری برای فرزندان‌شان باشند.

چاپ نخست کتاب «کمتر بحث کنید، بیشتر عشق بورزید» اثر «لوری پون» با ترجمه عباس نتاج در ۲۸۳ صفحه، قطع رقعی و قیمت ۴۱ هزار تومان از سوی انتشارات مروارید وارد بازار کتاب شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...