ترجمه کتاب‌های «ذهن‌آگاهی برای درمان بی‌خوابی»  [indfulness for insomnia : a four-week guided program to relax your body, calm your mind, and get the sleep you need] نوشته کاترین پولان اُرزِک [Orzech, Catherine Polan] و ویلیام موکرافت و «روان‌شناسی انتقادی» [Handbook of critical psychology] نوشته یان پارکر [Ian Parker] راهی بازار کتاب شده است.

«ذهن‌آگاهی برای درمان بی‌خوابی»  [indfulness for insomnia : a four-week guided program to relax your body, calm your mind, and get the sleep you need] نوشته کاترین پولان اُرزِک [Orzech, Catherine Polan] و ویلیام موکرافت و «روان‌شناسی انتقادی» [Handbook of critical psychology] نوشته یان پارکر [Ian Parker]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب «ذهن‌آگاهی برای درمان بی‌خوابی: یک برنامه هدفمند چهارهفته‌ای برای آسایش جسم، آرامش ذهن و ...» نوشته کاترین پولان اُرزِک و ویلیام موکرافت با ترجمه حبیب‌اله خزائی، محمدمهدی نوروزی و پیمان ولدبیگی در ۲۴۴ صفحه با قیمت ۴۸ هزار تومان در انتشارات ارجمند راهی بازار کتاب شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: حدود یک‌سوم بزرگسالان در به خواب رفتن یا در خواب ماندن مشکلاتی دارند. همچنین، حدود ۱۰ الی ۱۵ درصد بزرگسالان از بی‌خوابی مزمن رنج می‌برند. اگر شما هم جزء میلیون‌ها انسانی هستید که با بی‌خوابی دست و پنجه نرم می‌کنند، احتمالاً این تجربه را داشته‌اید که خوابیدن کاری پرزحمت و غیرقابل ‌پیش‌بینی است. خوشبختانه، رویکردی درمانی وجود دارد که می‌تواند کیفیت خواب و بیداری شما را بدون مصرف دارو یا پیروی از فهرست طولانی توصیه‌های بهداشت خواب، بهبود بخشد. این رویکرد مراقبه ذهن‌آگاهی نام دارد. کتاب ذهن‌آگاهی برای مقابله با بی‌خوابی منبع و راهنمایی جامع برای بازیابی و بازگشت به خوابی منظم و پُر از آرامش است. این کتاب شامل یک برنامه چهارهفته‌ای است، این برنامه با روشی آسان و نظام‌مند می‌تواند به افرادی که از بی‌خوابی رنج می‌برند کمک کند و راهی برای کنترل و غلبه بر افکاری که منجر به اختلال در خواب می‌شوند، ارائه دهد.

همچنین کتاب «روان‌شناسی انتقادی؛ نگاهی به روان‌رشته‌ها و روان‌حرفه‌ها» نوشته یان پارکر با ترجمه حمیدرضا غریبی و محمدعلی امینی تهرانی در ۴۱۶ صفحه با قیمت ۹۱ هزار تومان در انتشارات یادشده منتشر شده است.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: روان‌شناسی دقیقاً چیست؟ وقتی می‌گوییم سلامت روان، دقیقاً به چه چیز نظر داریم؟ ما اقوام ایرانی، که دیرزمانی است در این جغرافیا در کنار هم زیسته‌ایم، چه شده که فکر کرده‌ایم به کارگاه آموزشِ ارتباط مؤثر نیاز داریم؟ ما را چه شده که فکر کرده‌ایم برای تربیت فرزندان‌مان نیازمند کارگاه مهارت‌های فرزندپروری هستیم؟ وقتی می‌گوییم عزت‌نفس‌مان کم است، چه تصوری از خودمان را پیش چشم می‌گیریم؟ در اتاق روان‌درمانی چه می‌گذرد؟ روان‌پزشکی و روان‌شناسی با ما چه کرده که قانع شده‌ایم رنج‌های زندگی‌مان را با روان‌پزشک، و مشاور و روان‌شناس بازبگوییم؟ چنان نباشد که روان‌شناسی، ما را به‌عنوان بیمار روانی تعریف کند و بعد خودش را درمانگرِ ما جا بزند، و از این رهگذر در مقامی داناتر، و بدین‌مناسبت فرادست‌تر، از ما بنشیند. روان‌شناسی انتقادی کارش را با چنین سؤالات سهمگینی آغاز می‌کند، چنان سهمگین که گویی بنا دارد کل روان‌شناسی را از ریشه برکَنَد. ما با خواندن این کتاب نگاه دیگری به حوزه‌های متنوع روان‌رشته‌ها و روان‌حرفه‌ها پیدا کرده‌ایم. نحوه نگاه‌مان به نظریه‌ها و کاربست‌های روان‌شناسی عوض شده است. دیگر نظریه‌های روان‌شناسی را چونان اموری بدیهی و واقعی نمی‌پنداریم، چنان‌که در کلاس‌های درس و پایان‌نامه‌ها، چنین بازتولید می‌شوند. دیگر بر این باور نیستیم که روان‌درمانی می‌تواند تمامی آلام بشر را به انتها برساند، آن‌طور که در کارگاه‌های آموزشی چنین جلوه می‌کند. لذا فکر کردیم چه بهتر که تجربه شخصی خود را با شما سهیم شویم. تنها هدف ترجمه این کتاب این است؛ بلند بلند فکر کردن و دعوت کردن از شما تا در این بازاندیشی با ما همراه شوید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...