«زبان مشکلات» به قلم مهدی جهانشاهی با موضوع مروری دوباره به دنیایی که در تکاپوی آن هستیم از سوی نشر معارف به چاپ رسید.

زبان مشکلات مهدی جهانشاهی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، زبان مشکلات بر خلاف شوپنهاور که اصل زندگانی در دنیا را رنج و گزند می‌بیند، نگاه جدیدی به رنج و سختی دارد. البته این نگاه کاملا بر گرفته از آیات و روایات است که با زبانی شیوا و جذاب، مخاطب می‌تواند، مطالب را سلسله‌وار دنبال کند.

در زبان مشکلات، زندگی کردن را مانند رانندگی با ماشین مدل بالا توصیف می‌شود که قلق دارد و اگر قلق آن را به دست بیاوریم سختی‌های دنیا تبدیل به پله‌های ترقی و استفاده حداکثری از دنیا می‌شود.

«زبان مشکلات» به قلم مهدی جهانشانی در ۲۵۶ صفحه توسط نشر معارف با قیمت سی هزار تومان به چاپ رسید و هم اکنون در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس علاقه‌مندان است.

در این کتاب می خوانیم:
«انسان‌هایی که در این دنیا زحمت می‌کشند، دو دسته‌اند: یک عده دنبال این هستند که اموراتشان سپری شود و چرخ زندگی بچرخد. «پاسخ به نیازهای منطقی» محور خواسته‌های این گروه است و این همان چیزی است که دین ما هم بر آن صحه گذاشته و به آن تشویق کرده است. قدیمی‌های ما هم می‌گفتند: «... به چه دردی می‌خورد؟» یعنی ملاک ارزش‌گذاری هر چیزی به این است که دردی را دوا کند و نیازی را پاسخ بگوید. روشن است که با این معیار، خط فقر را باید کمی پایین‌تر در نظر گرفت و بسیاری از مردم در تعریف «بی‌نیاز» می‌گنجند.

اما دسته دوم کسانی هستند که در این دنیا دنبال خوشی و راحتی هر چه بیشترند پول جمع می‌کنند برای این که آن‌ها را بشمارند و لذت ببرند. به این در و آن در می‌زنند تا لذت جدیدی پیدا کنند و لذت ببرند! آخر هم به آنچه در پی آن بوده‌اند، نمی‌رسند. چون دنیا برای لذت بردن آفریده نشده، در حقیقت لذت هم برای حرکت و رفع نیاز آفریده شده است!»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...