جهانِ تأثیرات و انسانِ متأثر | الف


با فکر کردن درباره‌ی بازداشتگاه، محیطی خشونت‌بار و هراس‌آور در ذهنمان شکل می‌بندد. این تصورات خودبه‌خود بوجود نیامده‌اند؛ در واقع یا خودمان آن را تجربه کرده‌ایم یا از کسانی که گذرشان به آن حوالی افتاده است، شنیده‌ایم. اما تصاویر چگونه به صورت ادراک درمی‌آیند؟ بعنوان مثال، بازداشتگاه ابتدا به صورتِ یک مکان در ذهن تداعی می‌شود. شکل و تناسب این مکان با کارکرد و اهدافی که دارد در مجموع مفهومی به نام بازداشتگاه را برای ما معنا می‌کند. معانی‌ای که به این ترتیب از جهان در ذهن ما نقش می‌بندند گاهی سبب می‌شوند تا تنها یک تفسیر و قرائت خاص را بپذیریم و این خطر وجود دارد که تفسیرمان موجب نمادسازی شود و سلطه‌ی نمادها در جامعه به برچسب‌زنی منجر شود. اما از چه راهی می‌توان پی بُرد که درک ما از مفاهیم و جهان اطرافمان به چه اندازه به حقیقت نزدیک است؟ خوشبختانه علم روانشناسی توانسته است تا حدودی امراض شناختی را شناسایی کند و عواملی را که بر نوع شناخت ما از جهان تأثیر می‌گذارند، به ما نشان دهد. در عین حال که هیچ کدام از دیدگاه‌های شناختی نمی‌تواند ادعا کند که مستقل و خودساخته است، پیدا کردن بیراهه‌های فکری و باریکه‌های نامرئی تأثیرگذار در جریان درک ما از پیرامون‌مان، می‌تواند اندک جنبش فکری ایجاد کرده و وجود عناصر و عواملی پنهانی را در نگرش ما برملا سازند که ذهن را مانند عروسکِ خیمه‌شب‌بازی به بازی می‌گیرند.

«بازداشتگاه صورتی» [Drunk Tank Pink] آدام آلتر [Adam Alter]


پژوهش بر اساس ایده‌ی بازداشتگاه صورتی نتیجه‌‌‌ی آزمایشی بود که توسط پروفسور الکساندر شاوس در اوایل دهه هشتاد میلادی انجام شد. طبق تئوری او، زندانیان خطرساز و خشمگین بازداشتگاهِ مرکزیِ نیرویِ دریایی ایالت متحده در سیاتل واشنگتن، هنگامی که در سلولی قرار می‌گرفتند که دیوارهایش را با رنگ صورتی پوشانده بودند، از میزان خشم و خشونت‌شان کاسته میشد و جرائم کمتری در دوران حبس مرتکب می‌شدند. نتیجه‌ی مهمی که این آزمایش به بار آورد این بود که گستره‌ای از عوامل پنهان تأثیرگذار بر رفتار انسان‌ها مورد توجه و بررسی قرار گرفت و توانست روزنه‌های جدیدی در حوزه‌ی رفتارشناسی بوجود آورد. این نتیجه خصوصا در عصرِ ما اهمیت بیشتری خواهد یافت. ما در شرایط بمباران اطلاعات و تفاسیر و نگرش‌های مختلفی قرار داریم که از این جهت می‌تواند به شرایط جنگ شباهت داشته باشد؛ با این تفاوت که در این نوع جنگ روانی، ما بعنوان طرف دیگرِ این مبارزه از میزان تأثیرپذیری و القائات بیرونی بی خبریم.

«بازداشتگاه صورتی» [Drunk Tank Pink] یک اثر تحقیقی و پژوهشی در زمینه روانشناسی احساسات و رفتار است. علم روانشناسی به دلیل نگرش وسیعی که به مقوله انسان دارد – از آن جهت که انسان است – و به علتِ حجمِ عظیمی از زیرشاخه‌هایی که به جزئیات روانی انسان‌ها می‌پردازد، همواره این خطر را به همراه دارد که نگاه جامع خود را از دست بدهد و به تقلیل‌گرایی دچار شود. اما این کتاب را می‌توان از این خطا مبرا دانست چرا که به نقل از نویسنده، ایده‌ی این کتاب از پژوهش‌هایی آمده است که در نشریه‌ی بوستون گلوب منتشرشده است. در حقیقت این کتاب مجموعه‌ای از تحقیقات همه جانبه‌ی پروفسور شاوس است که بصورت منظم و با ایده‌ی برخاسته از بازداشتگاه صورتی نوشته شده است. شاوس با دقت نظر بسیار نکات مهمی را در زندگی روزمره، در زیست اجتماعی و فرهنگی و جغرافیایی عنوان می‌کند که قرار است مسأله‌ی مهمی را روشن کنند؛ اینکه آیا به راستی رفتار و احساسات ما از آنِ ما هستند یا برخاسته از محیط و جبر اجتماعی‌اند.

کتاب از سه بخش و ده زیرمجموعه تشکیل شده است. در بخش اول، از نام‌ها و برچسب‌ها و نمادها بعنوان "دنیای درون ما" نام برده می‌شود. در حقیقت در این بخش از روابط تودرتوی اجتماعی و خصوصی انسان‌ها بعنوان مرزبندی‌های درون گروهی یاد می‌شود؛ تجمع انسانی که به مرور، شکلی از یک نوع نگرش را ایجاد می‌کنند که درجهت پیشبرد اهداف همان گروه است. به نظر می‌آید شروع مرزبندی‌های بین‌المللی از همین نقطه شروع می‌شود؛ تجربیات روزمره‌ای که به مرور به یک عقیده تبدیل می‌شوند و عقاید، کنترل اجتماعی را به عهده می‌گیرند. تبعیض نژادی، ملی گرایی و نمادِ پول از مهمترین نتایجی است که دنیای درون ما به دنبال خواهد داشت.

بخش دوم کتاب، بعد از شرح و توصیف کافی در بخش قبل، از مرزهای درونی زندگی انسان‌ها فراتر رفته است و به روابط بیرونی نظری انداخته است. در "دنیای میان ما"، نگرش‌های درونی به ایده‌های میان فردی تبدیل شده‌‌اند و روابط اجتماعی شکل خاصی از زیست اجتماعی را بوجود آورده است. مباحث مهمی مانند انزوای اجتماعی و آسیب‌های آن، نشاط و اضطراب اجتماعی، انگیزه‌ی جنسی، عشق، لنزهای فرهنگی و امراض فرهنگی مانند هویت دوفرهنگی و چندفرهنگی در این قسمت بسیارخواندنی است.

آدام آلتر [Adam Alter] – نویسنده‌ی کتاب – در این بخش از تحقیقات خود، به میزان قدرت اثرگذاری خصوصیاتی اشاره می‌کند که می‌توانند میزان علاقه و تنفر اجتماعی و جهت آن را هدایت کنند. فرهنگ در این بخش بعنوان متغیر مستقل نقش مهمی دارد؛ از نقشی که در یادگیری ریاضیات ایفا می‌کند تا ساختن هویت‌هایی چندگانه، فرهنگ نیروی قدرتمندی است که توانایی بسیاری در ساختِ نگرش ما و رفتارهایمان دارد.

مطالعه بخش سوم کتاب از این جهت لذتبخش است که نزدیکی زیادی با مسائل امروز ما دارد. به سبب گسترش تکنولوژی، انسان امروزی علاوه بر مسائلی که در دنیای درونی و بیرونی خود با آنها مواجه می‌شود، ارتباط بیشتری با جهان بزرگ‌ترِ پیرامون خود را شکل داده است. در "دنیای پیرامون ما" رنگ‌ها و تأثیرات آنها در حوزه‌ی ورزش و اخلاقیات؛ مکان‌ها و محیط‌های طبیعی و همرنگ شدن با محیط؛ آب‌وهوا و جنگ و عشق و احساس انزوای اجتماعی در فصول سال بررسی شده است. نویسنده قطعات مهم موضوع کتاب را از بخش اول آن به ترتیب و یک‌ به‌ یک کنار هم چیده است و در بخش سوم تصویر نهایی را نشان داده است. سلسله مفاهیمی که به ما می‌گویند تا چه اندازه در انتخاب‌هایمان آزادیم و آیا ما انسانی مستقل از جهانِ تأثیرگذاریم یا برعکس؛ و به چه میزان محیط اطراف ما قادر خواهد بود نگرش و اعمال ما را کنترل کند.

ترجمه‌ی کتاب هم از آن ترجمه‌های روان و خوب است و تنها ایرادی که می‌توان به آن گرفت حجمِ کم پانویس‌های کتاب است که با توجه به اطلاعات زیاد متن، نیاز به آنها را دو چندان می‌کند. اگرچه در پایان کتاب، منابع و توضیحات ضروری هر بخش، جداگانه به صورت مفصل آورده شده است؛ اما پانویس‌ها هم لذت مطالعه را دو چندان می‌کنند.

تصور می‌کنم مطالعه‌ی متون روانشناسی برای کسانی که رشته‌ی تحصیلی‌شان روانشناسی نیست، باید با دقت زیاد همراه باشد. در غیر اینصورت احتمال سُرخوردن به سراشیبیِ شبه-علم برای این دسته بسیار خواهد بود. همین‌طور نباید به یک یا چند اثرِ محدود اکتفا کرد؛ چراکه مطالعه در صورتی که مداومت نداشته باشد شخص را دچار کج‌فهمی و توهم دانستن می‌کند. برای گزینش بهتر یک کتاب خوب توجه به چند نکته مهم است. ابتدا، کیفیت و کمیتِ منابع مورد استفاده‌ی نویسنده و ارائه آمار در صورت ارائه دادنِ یک تئوری و مستندبودن شواهد و پژوهش‌هاست که کمک می‌کند تا مطالعه‌ی دقیق‌تر و قابل اعتمادتری داشته باشیم. آدام آلتر از این جهت یک نویسنده‌ و پژوهشگر خوب به شمار می‌آید و این کتاب می‌تواند شروع خوبی برای مطالعه در زمینه‌ی شناختِ نیروهای پنهان و اثرگذار بر زندگی‌ و افکارمان باشد. به طور خلاصه و همان‌طور که پُل بلوم درباره‌ی این اثر می‌گوید: "با وضوحی مثال‌زدنی و طنزی ملیح، آلتر نگاهی کاملا جدید به طبیعت انسانی ارائه می‌دهد".

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
چگونه در آسیای رو به رشد ثروت کثیف بیاندوزیم؟... نمی‌خواستم چشم خودم را بر مشکلات واقعی جامعه پاکستان ببندم... برخی از هنرمندان مایل هستند سیاسی باشند؛ برخی مایل هستند تعصبات را به چالش بکشند و برخی دیگر چنین تمایلی ندارند، اما هدف نهایی هنر این است که بیانی از احساس خویشتن باشد...کتاب اول نگاهی نیمه‌آمریکایی به پاکستان است و کتاب دوم نگاهی نیمه‌پاکستانی به آمریکا است ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...