کتاب «دیده اما نشنیده: اهمیت صدای کودکان» [Seen and not heard : why children's voices matter] نوشته جانا مور لون [Jana Mohr Lone] با ترجمه مرتضی براتی توسط نشر لگا منتشر و راهی بازار نشر شد.

دیده اما نشنیده: اهمیت صدای کودکان» [Seen and not heard : why children's voices matter]  جانا مور لون [Jana Mohr Lone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «دیده اما نشنیده؛ اهمیت صدای کودکان»، کتاب برگزیده جایزه آثار علمی برجسته سال ۲۰۲۲، کاوشی در رابطه با چگونگی گفت‌وگو با کودکان است و اثری است فلسفی، متفکرانه، تفکر برانگیز و بستری برای گفت‌وگوی واقعی. جانا مور لون، یکی از آخرین محققان فلسفی و روان‌شناختی و جامعه‌شناسی درباره کودکان، با آگاهی از آثار ادبی و متون فلسفی و گفت‌وگوی واقعی که با اندیشمندان کوچک داشته، به‌شکلی متقاعدکننده در این کتاب نشان می‌دهد که باید به «صدای کودکان» توجه کرد. این کتاب که با استدلال روشن و به زیبایی نوشته شده، در درجه اول به کودکان در سن ابتدایی (پنج تا دوازده سال) و راه‌های «دیده و نشنیده» شدن آن‌ها تمرکز خواهد کرد. چشم‌اندازها و بینش‌های کودکان به‌عنوان انسان‌های «ناتمام»، به‌دلیل خردسالی‌شان ناچیز تلقی می‌شود!

«دیده اما نشنیده»، عمیق و پربار و برانگیزاننده است. این کتاب نشان می‌دهد که کودکان، به اندازه بزرگ‌سالان و اغلب بیشتر، متفکران فلسفی ظریف و پیچیده‌ای هستند. این کتاب پنجره‌ای باز می‌کند به زمینه وسیعی از ایده‌های کودکان درباره «بودن، تخیل، دوستی، عدالت، اخلاق، جنسیت، خوشبختی، مرگ و….»

این کتاب با ۱۷۸ صفحه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...