دفترهای هفتم و هشتم گاهنامه نقد کتاب کودک با گرامی‌داشت جهانگیر خسروشاهی، سید محمد کامرانی و رودابه کمالی منتشر شد و روی پیشخان آمد.

دفترهای هفتم و هشتم گاهنامه نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دفترهای هفتم و هشتم گاهنامه‌ نقد کتاب کودک ویژه‌ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ توسط نشر آرون منتشر شد.

در این مجله، یادداشت‌هایی از رفیع افتخار، شهرام اقبال‌زاده، غلام‌رضا امامی، غلام‌رضا حیدری ابهری، سمیه سیدیان، مریم شیرازی، سید علی کاشفی خوانساری، سید سعید هاشمی و نیز انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، شورای کتاب کودک و گروه لاک‌پشت پرنده منتشر شده است.

همچنین نقدهایی از سودابه امینی، سمیه آورند، زهره بصیری، رامین جهان‌پور، سید احمد حسینی کازرونی، فرخنده حق‌شنو، پروین حمیلی، زهری حیدری شاهی‌سرایی، شهناز خلیلی، مرجان ریحانیان، الهام زارع، زیبا علی‌خانی، معصومه مرادی، شراره مسچیان جورشری و شراره هاشم دباغیان در این شماره به چشم می‌خورد.

گزارش‌هایی از سید مهدی میراسماییلی، نیره سادات هاشمی و زهره مسکنی درباره ادبیات کودک و نوجوان از دیگر مطالب این شماره گاهنامه است.

این مجله با ۲۶۸ صفحه و قیمت ۸۵۰۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...