کتاب «مهاجرت و اقتصاد سیاسی جهانی» [The ties that bind : immigration and the global political economy] نوشته دیدوید لبلانگ و بنیامین هلمز [Benjamin Helms, David Leblang] با ترجمه علی اکبر کمالی اردکانی و مقدمه دکتر محمود سریع‌القلم از سوی انتشارات «کویر» منتشر شده است.

مهاجرت و اقتصاد سیاسی جهانی» [The ties that bind : immigration and the global political economy] نوشته دیدوید لبلانگ و بنیامین هلمز [Benjamin Helms, David Leblang]

موضوع «مهاجرت» یکی از مسائل اصلی سیاسی داخلی و جهانی عصر حاضر است. با این حال دلایل و پیامدهای آن و ارتباط بین مهاجرت و بازارهای جهانی، درست درک نشده است. مهاجرت امری پرهزینه و پرمخاطره است، پس چرا مردم تصمیم به مهاجرت می گیرند؟ چه عواملی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی وجود دارند که باعث می شوند مردم وطن خود را رها کرده و به دنبال زندگی بهتر در جای دیگر هستند. هر دو نفر نویسندگان کتاب استدلال می کنند که عوامل سیاسی – توان مشارکت در زندگی سیاسی کشور مقصد- به همان اندازه عوامل اقتصادی و اجتماعی مهم هستند.

بسیاری از مهاجران پیوندهایشان با وطن خود را قطع نکرده و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی با آن در ارتباط می مانند. مهاجران به عنوان بستری جهت انتقال اطلاعات، به هدایت سرمایه گذاری به سمت وطن خود کمک می کنند. نویسندگان، این نظریه را با حجم زیادی از شواهد خرد و کلان همراه می سازند تا نشان دهند که مهاجرت امری ثابت نیست، بلکه روی هم رفته جریانی مداوم است.

به باور مترجم کتاب، جابجایی و مهاجرت پدیده ای تاریخی و جزئی جداناپذیر از زندگی انسان هاست. بی تردید این پدیده در انواع و چهره های گوناگون آن یعنی داخلی و بین المللی، داوطلبانه و اجباری یعنی به صورت پناهندگی، موقت و یا دائم، یکی از عوامل شکل دهنده زندگی انسان ها در دنیای کنونی است. تداوم مهاجرت، خصوصا مهاجرت های بین المللی باعث شده در دهه های اخیر نیز این مساله مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان باشد. بر این اساس شاهد انجام تحقیقات مفصلی در مورد عوامل ایجاد، الگوها، دلایل و عواقب انواع مهاجرت در رشته های مختلف علمی خصوصا اقتصادی، جامعه شناسی، علوم سیاسی و مردم شناسی انتشار آثار متعدد در این زمینه هستیم.

بنابراین مباحث مختلفی در مورد وجوه و پیامدهای گوناگون مهاجرت از تاثیر آن بر دستمزد و بازار کار، فرار مغزها ، کارگران میهمان و قاچاق انسان ها گرفته تا جایگاه آن در سازمان ها و قوانین بین المللی و حقوق بشر وجود دارد.

کتاب «مهاجرت و اقتصاد سیاسی جهانی» نیز که در سال 2023 توسط انتشارات «کمبریج» منتشر شده، از جمله آثاری است که علاوه بر بررسی کلی موضوع مهاجرت بین المللی و رابطه آن با جهانی شدن، با استفاده از مدل های آماری، پژوهش های تجربی و تجزیه و تحلیل علمی، بر ابعاد کمتردیده شده ای از این پدیده مهم بشری در دو بخش تمرکز کرده است و ضمن ارائه فهم جدیدی از موضوع، نشان می دهد که مهاجرت باعث پیوستگی اقتصاد سیاسی جهانی شده است.

در فصل اول کتاب با عنوان «مهاجرت و جهانی شدن» نشان می دهد که علاوه بر مسائل اقتصادی و اجتماعی، کیفیتی حکمرانی و بستر سیاسی، هم در کشورهای مهاجرفرست و هم در کشورهای مهاجر پذیر نفش مهمی در میزان و شدت مهاجرت بین المللی دارد. در فصل دوم با عنوان «چرا مردم مهاجرت می کنند؟» نیز به خوبی نشان می دهد که امروزه دولت ها به مهاجران تغییر کرده زیرا آنها هم در کشورهای مبدا و هم در کشورهای مقصد، نقش مهمی در بهبود اوضاع اقتصادی و جذب سرمایه گذاری دارند و لذا از هر دو طرف، جهت جذب سرمایه گذاری دارند و لذا از هر دو طرف، جهت جذب و استفاده مناسب از ظرفیت آنها برنامه ریزی شده و نهادهایی برای این کار ایجاد شده است.

مترجم به دلایل متعددی، انتشار ترجمه این کتاب را برای مخاطبان ایرانی مناسب می داند. اول تقریبا آشکار است که جامعه ایرانی نیز در چند دهه اخیر با موضوع مهاجر اقشار مختلفی از جامعه به خارج از کشور روبروست. دوم، نظرسنجی ها و پژوهش های تجربی مورد استفاده توسط مولفان این کتاب با شیوه عملی انجام شده و نتایج آن نشان می دهند روندهای مشابه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در میان کشورهای مختلف جهان است. سوم، چنان که در این کتاب نشان داده شده، با طراحی و تامین برنامه های مناسب می توان از ظرفیت اقتصادی جامعه مهاجران ایرانی در خارج از کشور برای بهبود شرایط اقتصادی و جذب سرمایه گذای های خارجی به کشور استفاده کرد.

موضوعاتی همچون «مهاجران به کجا می روند؟، مهاجرت جهانی و سرمایه گذاری، هنر کشورداری در مبداء و ارتباط با مهاجران، سیاست کشورهای مقصد(خط مشی بازار کار و تنظیم مهاجرت) و مهاجرت آینده جهان شدن» دیگر فصل های این کتاب 264 صفحه ای انتشارات کویر است.

نویسندگان کتاب آقایان «دیوید لبلانگ» متولد1966 استاد علوم سیاسی و سیاست گذاری عمومی در دانشگاه ویرجینیا و «بنیامین هلمز» عضو گروه پست دکترا در موسسه سیاست و استراتزی در دانشگاه «کارنیژ ملون» در آمریکا است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...