کتاب «در ستایش عقل: چرا دموکراسی وامدار عقلانیت است» [In Praise of Reason: Why Rationality Matters for Democracy] اثر مایکل پی. لینچ [Michael P. Lynch] با ترجمه یاسر میردامادی منتشر شد.

در ستایش عقل: چرا دموکراسی وامدار عقلانیت است» [In Praise of Reason: Why Rationality Matters for Democracy] اثر مایکل پی. لینچ [Michael P. Lynch]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در سال‌های اخیر، شکاکیت در مورد ارزش علمی عقل حتی در آکادمی علمی نیز پدیدار شده است. بسیاری از فیلسوفان و روان‌شناسان ادعا می‌کنند که دلیل‌هایی که برای عمیق‌ترین دیدگاه‌هایمان به دست می‌دهیم اغلب چیزی نیستند جز سعی در توجیه آنچه از قبل بدان باور داریم. «در ستایش عقل» استدلالی بر ضد این ادعا به دست می‌دهد.

نویسنده این اثر، مایکل لینچ، که فلسوفی امریکایی است در صدد نقد آن چیزی است که می‌توان «عقل‌گرایی حداکثری» نام نهادش، گرچه او این تعبیر را به کار نمی‌برد. با این حال، او نه تنها عقل‌ستیز یا حتی عقل‌گریز نیست بلکه به عکس نگران است که اگر تنها نسخۀ حداکثری عقل‌گرایی رایج باشد، عقل‌گرایی در خطر جدی خواهد بود و عقل‌ستیزان یا عقل‌گریزان برنده خواهند شد. او در این اثر توضیح می‌دهد که نسخۀ حداکثری عقل‌گرایی با چه اشکال‌های جبران‌ناپذیری رو در رو است.

او برای نجات عقل‌گرایی، نسخه‌ای انتقادی از عقل‌گرایی می‌پروراند که اشکال‌های منتقدان عقل‌گرایی را جدی می‌گیرد، به آن پاسخ می‌دهد و در نهایت به کمینه‌ای از عقل‌گرایی وفادار می‌ماند.

مسئله شک مدام به گزاره‌های عقلی از این رو در کتاب «در ستایش عقل» برجسته می‌شود که بسیاری از تبیین‌های عقلی برای مردم در نهایت تنها یک باور، یا حس یا ایمان کورکورانه تلقی می‌شود. در ادامه همین تلقی نیز این پرسش در کتاب مطرح می‌شود که با توجه به شکاکیت مردم، چرا شالوده‌های علم را محکم‌تر از هر چیز دیگری می‌پنداریم؟

اما مسئله مردم و شک آن‌ها تنها مسئله کتاب نیست و به سرعت، متن به سمت بررسی عقلانیت در سیاست می‌رود. کتاب در ستایش عقل، با این پرسش اساسی که چرا دموکراسی وامدار عقلانیت است موضوعات مختلفی را پیش می‌کشد از جمله می‌توان به مواردی همچون امید و عقل، خواب و خیال محض، سنت و عقل سلیم، سنت مقدس انسانیت و حقیقت و غم فراق اشاره کرد.

هدف این کتاب این است که هم از ارزش دلیل‌آوری در گفتمان عمومی دفاع کند و هم از ارزشمندی برخی از اصول در قیاس با برخی اصول دیگر. به طور ویژه هدف این کتاب این است که از اصولی دفاع کند که رویکرد علمی به جهان را شکل داده‌اند. مسئله ارزش عقل یکی از کهن‌ترین مسائل فلسفی است و مانند بسا مسائل عمیق فلسفی تنها جنبه آکادمیک ندارد بلکه راه‌حل‌های این مسئله پیامدهای دامن‌گستری برای فرهنگ ما دارند. این کتاب تلاشی برای کلنجار رفتن با همین مسئله است.

لینچ در فصل امید و عقل اینطور موضعش را روشن می‌کند: «من از عقل یکه و یگانه دفاع نخواهم کرد و نیز از این توهم دفاع نخواهم کرد که عقل آمیخته به ارزش نیست و نیز از این ایده دفاع نخواهم کرد که عقل واجد بنیان‌های پایه است و نه از این ایده که در تجربه، داده‌ای بی‌پیرایه و بی‌طرف وجود دارد… این کتاب همچنین قصد ندارد به دین یا معنویت حمله کند.»

آرمان مشخصی که لینچ درباره نزدیکی ما به فیلسوفان سیاسی عنوان می‌کند، همان قانون بشریت است که به چشم جان رالز و هابرماس مولفه‌ای کلیدی از مولفه‌های کارآمدی دموکراسی لیبرال است. بر اساس این دیدگاه، دموکراسی‌ها تنها دست به تنظیم کشاکش قدرت میان منافع رقیب نمی‌زنند؛ سیاست دموکراتیک، جنگ قدرت به شیوه‌ای متفاوت نیست. به گفته لینچ، دموکراسی‌ها بسترهای عقلانیت‌اند و یا باید چنین باشند.

لینچ به تعبیر جاشوا کوهن، فیلسوف سیاسی نیز اشاره می‌کند که باور دارد دموکراسی عبارت است از اجتماعی که توجیه آن از رهگذر بحث و استدلال عمومی در میان شهروندان برابر حاصل می‌آید.

«نه برده، نه ارباب: عقل و عاطفه» فصل مهم دیگری از کتاب در ستایش عقل است. در این فصل به فیلسوفان یونانی‌مآبی اشاره می‌شود که از آن‌ها به عنوان رواقیان یاد می‌شود. لینچ به این نکته اشاره می‌کند که از دید رواقیان، احساسات بشری اساساً از عقلانیت بی‌بهره‌اند و بهترین کار آن است که ارابه عقل را سراسر از یوغ اسبان رها ساخت. در همین مسیر نیز کلید خوشبختی از دیدگاه رواقیان کسب سکینه و فقدان تشویش است.

کتاب «در ستایش عقل» نوشته مایکل پ. لینچ توسط یاسر میردامادی ترجمه شده و نشر فرهنگ نو با همکاری نشر آسیم آن را در ۱۸۲ صفحه و به قیمت ۲۰۰ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...