چاپ سوم کتاب «اطلس خط؛ تحقیق در خطوط اسلامی» تألیف و تصنیف حبیب‌الله فضائلی توسط انتشارات سروش منتشر و روانه بازار نشر شد.

اطلس خط؛ تحقیق در خطوط اسلامی حبیب‌الله فضائلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مرحوم حبیب‌الله فضایلی (۱۳۰۱- ۱۳۷۶) نامی آشنا برای همه اصحاب قلم و راهیان هنر زیبانویسی است. آثار تعلیمی و پژوهشی باقی‌مانده از استاد، دو کتاب اطلس خط و تعلیم خط، دو فرهنگ بزرگ خط و مرجع اصیل و ماندگار در حوزه تعلیم و پژوهش‌اند.

اطلس خط حاصل هفده سال جست‌وجوی استاد فضایلی در جغرافیای هنر خوشنویسی است؛ دایره‌المعارفی جامع از تاریخ خط و خطاطی ایران و جهان اسلام که گلچینی از بوستان‌های زیبا و رنگ‌رنگ زیبانویسی را در طی تاریخ تحوّل این هنر به دست می‌دهد.

نویسنده در سال‌های تلاش برای تألیف و جمع‌آوری این گوهر از دو اصل هرگز چشم نمی‌پوشد: ۱. تدوین منبعی معتبر و بی‌شبهه از جغرافیای خوشنویسی در سرزمین‌های اسلامی؛ ۲. تدوین مرجعی از بنیاد و پیدایش انواع خطوط، تطور و دگرگونی خطوط، نام‌ها و نشان‌ها از استادان زبده‌کار خوشنویسی با وجه تسمیه خطوط در طول تاریخ و روایت سرگذشت آن استادان. اطلس خط و تعلیم خط دو اثر گرانبها و مکمل هم‌اند که هیچ هنرآموز و هنردوستی که به خوشنویسی علاقه یا ارتباطی دارد از آنها بی‌نیاز نیست.

چاپ سوم این اثر در ۶۹۶ صفحه مصور رحلی، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۲۲۰.۰۰۰ تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...