کتاب «بدایةالحکمة» با مقدمه و تعلیقات علی امینی‌نژاد در دو جلد، به همت مؤسسه آموزشی پژوهشی نفحات، توسط انتشارات آل احمد علیهم‌السلام چاپ شد.

بدایةالحکمة مقدمه و تعلیقات علی امینی‌نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «بدایةالحکمة» با مقدمه و تعلیقات در دو بخش مقدمه (تمهیدات؛ دربارۀ فلسفه اسلامی) و تعلیقات فارسی بر بدایةالحکمه سامان داده شده است که محصول چندین دوره تدریس کتاب بدایةالحکمه توسط حجت الاسلام علی امینی‌نژاد بوده است.

کتاب بدایةالحکمة از نگاشته‌های علامه طباطبایی رضوان‌الله‌علیه در حوزه فلسفه اسلامی است و به عنوان اولین متن درسی این رشته تدوین شده است که حجت الاسلام علی امینی‌نژاد با مقدمه و تعلیقات بر این اثر چند اقدام انجام داده‌اند:

۱. نگارش یک مقدمه با عنوان "تمهیدات" که زمینه‌سازی لازم از جهات متعدد برای ورود دانش‌پژوه به کتاب بدایه و فلسفه‌آموزی را سامان می‌دهد. در این مقدمه به طور مختصر به برخی مباحث فلسفه و تاریخ فلسفه و نیز به برخی بصیرت‌های تحصیلی برای فلسفه‌آموزی اشاره شده است.

۲. تعلیقه‌های متعدد بر کتاب که به زبان فارسی بوده و ادامه سنت تعلیقه‌نگاری در حوزه‌های علمیه می‌باشد. این تعلیقه‌ها کارکردهای متنوعی دارند؛ برخی در حل ابهامات و دشواره‌های متنی راهگشا هستند و برخی به تبیین فنی و دقیق مسائل محوری و برخی به تأملات در بیانات علامه پرداخته و بعضی نیز سیر تاریخی مباحث را مطرح کرده‌اند.

۳. روان‌سازی متن کتاب با استفاده از برخی علائم ویرایشی و نگارشی.

۴. کل مقدمه و تعلیقات به قلم حجت الاسلام امینی نژاد و محصول تدریس چندین بار کتاب شریف بدایة الحکمة در حوزه علمیه قم است.

۵. دغدغه اصلی حجت الاسلام امینی نژاد در این کتاب فراهم‌سازی یک متن درسی منقح با همه مقدمات و زمینه‌های لازم برای ورود به فلسفه‌آموزی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...