کتاب «سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی» [Vom Nutzen und Nachteil der Historie für das Leben] نوشته فریدریش نیچه به چاپ هفتم رسید.

سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی [Vom Nutzen und Nachteil der Historie für das Leben] فریدریش نیچه

به گزارش خبرنگار ایلنا، سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی توسط عباس کاشف و ابوتراب سهراب ترجمه و به همت نشر فرزان روز روانه بازار شده است. این ترجمه برای نخستین بار در سال 1377 چاپ شد و اکنون چاپ هفتم آن با قیمت ۲۰ هزار تومان در قالب ۱۳۰ صفحه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در پشت جلد کتاب آمده: فردریش ویلهلم نیچه (۱۹۰۰-۱۸۴۴) فیلسوف و متفکر بزرگ آلمانی،‌ نفوذ و تأثیری نمایان بر افکار فلاسفه و صاحب‌نظران قرن بیستم میلادی داشته است. فروید، درون بینی و عمق خودشناسی نیچه را می‌ستاید. یاسپرس او را از آغازگران اصلی فلسفه معاصر می‌داند. هایدگر او را آخرین فیلسوف مابعد طبیعی و نقطه‌ی آخر حرکتی می‌داند که با افلاطون آغاز شد. آندره ژید، کامو، مالرو و توماس مان هرکدام به نحوی تحت تأثیر افکار و آراء او بودند. کتاب حاضر، به گفته‌ی مترجم انگلیسی آن، نه فقط حاوی بسیاری از نکات عمده‌ی عقاید و آثار نیچه است، بلکه بیانیه‌ی صریحی درباره‌ی عمیق‌ترین علایقی است که به تمام آثار او جان می‌بخشد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...