پانزدهمین عنوان از مجموعه «کتابهای سرو» (مطالعات فرهنگ شیعی) منتشر شد.

مهدی فقرا: پژوهشی در جامعه‌شناسی فقر و انتظار فهیمه بهرامی

به گزارش کتاب نیوز کتاب «مهدی فقرا: پژوهشی در جامعه‌شناسی فقر و انتظار» به همت فهیمه بهرامی و با مقدمه دکتر سارا شریعتی منتشر شد. این کتاب پانزدهمین عنوان از مجموعه «کتابهای سرو» است که زیر نظر محسن‌حسام مظاهری منتشر می‌شود.

مهم‌ترین پرسش‌های این کتاب این است که فقر چه تأثیری بر نگرش افراد به انتظار دارد و انتظار، چه نقشی در زندگی فقرا ایفا می‌کند؟ آیا می‌توان گفت فقرا به واقع «منتظر» ظهور مهدی(ع) هستند؟ تصور آنها نسبت به مهدی(ع) و اتوپیایی که با آمدن او محقق خواهد شد چیست؟ ضمناً انتظار برای فقرا بیشتر با نقش مثبت و سازنده آن شناخته شده است یا با نقش منفی و محافظه‌کارانه آن؟ پرسش دیگر این است که سطح اطلاعات و شناخت آنان از مهدی موعود چقدر است؟ این اطلاعات چگونه به دست آمده و به عبارت دیگر، منبع شناخت آنان چیست؟ تلقی آنان از انتظار تا چه حد نزدیک به گفتمان مذهبی رسمی است و تا چه حد به گفتمان نواندیشی دینی و تا چه میزان برخاسته از نگرش توده‌ای و عامیانه؟ و در نهایت اینکه انتظار در زندگی فقرا چه نمود عینی‌ای دارد؟ کدام مناسک و آیین‌های مذهبی در خصوص انتظار ظهور مهدی(ع) بیشتر در بین آنها رایج است و تا چه حد، فعالیت‌های اجتماعی به مثابه انتظار در میانشان وجود دارد؟

[کتاب «مهدی فقرا: پژوهشی در جامعه‌شناسی فقر و انتظار» به قلم فهیمه بهرامی در 270صفحه و با قیمت 60 هزارتومان توسط نشر آرما (کتابهای سرو) منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...