ترجمه دو کتاب فلسفی «چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم» [How to think like a Roman emperor] و «ایکیگای دلخوشی‌های کوچک زندگی» [Ikigai : giving every day meaning and joy] توسط نشر سنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم» [How to think like a Roman emperor] ایکیگای دلخوشی‌های کوچک زندگی» [Ikigai : giving every day meaning and joy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دو کتاب «چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم» نوشته‌ دونالد رابرتسون [Robertson, Donald] و «ایکیگای دلخوشی‌های کوچک زندگی» نوشته‌ یوکاری میتسوهاشی [Mitsuhashi، Yukari] به‌تازگی با ترجمه محدثه احمدی توسط نشر سنگ منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند. این‌دو کتاب در زمره عناوین مجموعه «فلسفه برای زندگی» این‌ناشر جا دارند.

«چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم» که از آن به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین آثار فلسفی سال ۲۰۲۰ یاد می‌شود، به فلسفه‌ رواقی مارکوس اورلیوس، یکی از مشهورترین امپراتوران روم و فیلسوف رواقی می‌پردازد.

رابرتسون که بیش‌تر به‌عنوان روان‌درمانگر حوزه‌ رفتاردرمانی شناختی مطرح است، در این‌کتاب بخش‌های جذابی از زندگی مارکوس اورلیوس را با افکار او در هم آمیخته و به آموزه‌های مفیدی دست یافته است. او در ۸ فصل تلاش کرده به پرسش‌های مهم روان‌شناختی و فلسفی انسان امروز پاسخ گوید؛ پرسش‌هایی نظیر «چگونه عاقلانه سخن بگوییم»، «چگونه ترس را رها کنیم»، «چگونه بر خشم مسلط شویم»، «چگونه درد را تحمل کنیم» و...

این‌کتاب با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

«ایکیگای دلخوشی‌های کوچک زندگی» هم کتاب دیگر مجموعه «فلسفه برای زندگی امروز» است که به مفهوم «ایکیگای» می‌پردازد. این‌واژه در فلسفه‌ی ژاپن و زندگی مردم ژاپن، مفهوم بسیار مهمی دارد. یوکاری میتسوهاشی در این‌کتاب کوچک، همه‌ وجوه «ایکیگای» را به صورت مختصر و مفید تشریح کرده است.

ایکیگای در فلسفه‌ی ژاپن، به معنای ارزش زندگی یا شادی در زندگی است و به مهم‌ترین دغدغه‌ انسان در زندگی اشاره دارد.

این‌کتاب هم با ۸۰ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...