چقدر در مورد عشق می‌دانیم؟ آیا عشق پایدار باقی می‌ماند؟ آیا انواع متفاوتی دارد؟ آیا افراد به ­گونه متفاوتی از هم عاشق می‌شوند؟ چه عواملی زمینه‌ساز بروز عشق هستند؟ آیا وجود عشق ضروری است؟ کتاب حاضر کوشیده است تا به این سوالات و برخی سوالات دیگر پیرامون عشق پاسخ دهد.

روان شناسی عشق» [‌Pcychology Of Love] اثر کارین استرنبرگ [Karin Sternberg]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «روان شناسی عشق» [‌Pcychology Of Love] اثر کارین استرنبرگ [Karin Sternberg] به ترجمه میثم همدمی از سوی انتشارات دانژه منتشر شده است. اغلب ما در دوره‌ای از عمرمان تحت تأثیر عشق رمانتیک قرار می‌گیریم، هیجانی نافذ و نیرومند که تمامی وجودمان را فرامی‌گیرید، بر تصمیم‌هایمان سایه می‌اندازد و حتی مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهد - گاه سبب پیشرفت‌مان می‌شود و گاه اُفول ما را به دنبال دارد. عشق است که اغلب به مهم‌ترین تصمیم زندگی‌مان، یعنی ازدواج جهت می‌دهد.

چقدر در مورد عشق می‌دانیم؟ آیا عشق پایدار باقی می‌ماند؟ آیا انواع متفاوتی دارد؟ آیا افراد به ­گونه متفاوتی از هم عاشق می‌شوند؟ چه عواملی زمینه‌ساز بروز عشق هستند؟ آیا وجود عشق ضروری است؟ کتاب حاضر کوشیده است تا به این سوالات و برخی سوالات دیگر پیرامون عشق پاسخ دهد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «من و شوهرم هرکدام دوستی مجرد داریم که به دنبال همسر مناسب شان می گردند. پیشنهاد شوهرم این بود که دوستان مان را با یکدیگر آشنا کنیم، شاید از هم خوش شان آمد؛ اما وقتی همسرم با دوست خانمش گفت و گو کرد، دریافت، شوهر بالقوه او باید کسی باشد که معیارهای فهرستی دور و دراز از صفات را برآورده سازد. همسر ایدئال او بایستی فردی معتقد به مسیحیت مشایخی می بود، در شهری خاص زندگی می کرد. در محدوده سنی مشخصی قرار می داشت و به لحاظ اقتصادی هم وضع مالی خوبی می داشت. دوست آقای ما به اندازه ی کافی با این معیارها مطابقت نداشت؛ و از این رو تلاش ما جهت آشنا کردن دو دوست مان برای ازدواج در همان آغاز ناکام ماند. با این همه، این تجربه نمونه خوبی از رویکرد پراگماتیک به عشق را به تصویر می کشد. شخصیت شارلوت در رمان غرور و تعصب هم نمونه خوبی از عشق پراگماتیک را نشان می دهد. او برای به دست آوردن امنیت مالی با ازدواج با یکی از خواستگارانش موافقت می کند.

آگاپه ترکیبی از اروس و استورج است. این سبک عشق را می توان گونه ای از نوع دوستی و بخشندگی دانست. در این عشق، فرد سعادت و مصلحت معشوق را مقدم بر سعادت و مصلحت خود می داند. نخستین نامه به قرنتیان در کتاب مقدس از آگاپه به عنوان عشقی ایدئال دفاع می کند؛ با این همه غالبا نمی توان این نوع عشق را در روابط رمانتیک امروزی یافت. میزان بروز آگاپه در شرایطی نظیر بیماری شریک زندگی افزایش می یابد؛ اما بیشترین میزان فراوانی آن در قالب عشق والدین به فرزندان روی می دهد. آگاپه را می توان در فیلم قلب وحشی یافت (فیلم داستان دختری است که عاشق پسری می شود و پس از آنکه در می یابد پسر مشکل قلبی دارد و مدت طولانی زنده نخواهد ماند کماکان در کنار او می ماند).»

کتاب «روان شناسی عشق» اثر کارین استرنبرگ به ترجمه میثم همدمی در 240 صفحه به بهای 60 هزار تومان از سوی انتشارات دانژه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...