«ابرهای ندانستن» [Cloud of Unknowing: With the Book of Privy Counsel] تصحیح کارمن آسویدو بوچر [Carmen Acevedo Butcher] منتشر شد.

ابرهای ندانستن» [Cloud of Unknowing: With the Book of Privy Counsel]  کارمن آسویدو بوچر [Carmen Acevedo Butcher]

به گزارش کتاب نیوز، به تازگی کتاب «ابرهای ندانستن» تصحیح کارمن آسویدو بوچر به همراه کتاب اندرز سربه‌مُهر با ترجمه صبا ثابتی از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

کتابی که در دست دارید ابر باران­زایی است برای هر آن­کس که جان او چونان کویری تشنه است. نویسنده‌ی ناشناس آن آموزگاری استثنایی است. او، صفحه به صفحه، صبورانه توضیح می‌دهد که نیایش مراقبه­‌گرانه چیست و چگونه می‌تواند به هر گونه عطش روحی پایان دهد. او از طریق تمرینات روحیِ عملی، که آن‌ها را "ابر ندانستن" و "ابر فراموشی" می‌خواند، به ما می‌آموزد که بی‌­وقفه عبادت کنیم و نشان می‌دهد که مکالمه با آن وجود رازآمیز نه‌تنها ممکن است، بلکه در واقع "آن عمل روح است که بیش از هر عمل دیگری آفریدگار را خشنود می‌سازد."

ابرهای ندانستن و کتاب اندرز سربه‌مُهر در برهه ­ای از نیمه‌ی دوم قرن چهاردهم میلادی، عصر بیماری همه­ گیر طاعون در انگلستان نوشته شدند. میلیون­ها نفر به آن مبتلا گشتند و تقریباً نیمی از جمعیت انگلستان مرد. در این میان، مهربانی نیز دچار مرگ تدریجی شد. طاعون فقط یکی از مشکلات قرن چهاردهم بود. از دل طاعون، جنگ­های خودخواهانه، بی­نظمی و تبعیض اجتماعی، کلیسای چندپاره، و تحولات ناشی از فناوری، نمونه­های شاخصی از متون نیایشی در انگلستان، به شکل بی­سابقه و تکرارناشدنی، سر برآوردند. زبان انگلیسی برای نخستین بار به جای زبان نامأنوس­تر لاتین به کار گرفته شد تا افراد با قلب­های ناآرام را به سوی آرامشی دیرین هدایت کند.

محققان کوشیدند تا هویت او را بشناسند ولی شکست خوردند، اما نوشته ­های او خبر از معلمی دلسوز، صریح ­اللهجه، مصمم، خردمند، دوست ­داشتنی و به طور استثنایی فصیح می‌دهد. او هم خوش‌بین است و هم واقع­ بین و، از همه مهم‌تر، توصیفات او از مراقبه نشان می‌دهد نوشته­ هایش برآمده از تجربه است.

«ابرهای ندانستن»  اثر کارمن آسویدو بوچر در 335 صفحه و قیمت 68 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...