انتشارات علمی و فرهنگی چاپ جدید شاهنامه از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ را روانه بازار کتاب کرد.

شاهنامه از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ اشرف خسروی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «شاهنامه از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ» نوشتۀ اشرف خسروی برای سومین بار تجدید چاپ و روانه‌ی بازار کتاب شده است.

نام کتاب بیانگر این موضوع است که با اثر تحقیقی میان‌رشته‌ای مواجه هستیم که پیونددهندۀ ادبیات و روانشناسی است. هر اثر ادبی شاخص جدا از ارزش‌های ادبی این قابلیت را دارد که از نظرگاه‌های گوناگون بررسی شود. اشرف خسروی مؤلف کتاب شاهنامه از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ انتخاب دقیق و مناسبی برای کتاب خود داشته است. او با بررسی شاهنامه که حماسه‌‌ای ملی است و ریشه در ناخودآگاه قومی و ملی دارد، شاهنامه را محوری برای تحلیل اثر بر مبنای نظریۀ یونگ (روانشناسی تحلیلی) قرار داده است.

در بخشی از درآمد این کتاب می‌خوانیم:
«یکی از نظریه‌پردازان معروف روانشناسی و روانکاوی، کارل گوستاو یونگ، روانشناس و روانپزشک معاصر سوئيسی، بنیانگذار نظريه «روانشناسی تحلیلی» است. یونگ با نگاهی روانشناسانه و روانکاوانه، به مطالعه اساطیر، حماسه‌ها، داستان‌ها و آثار ادبی و هنری ملل مختلف پرداخت و به کشف حقایقی نایل شد که ارائه این نظریه نتیجۀ آن بود. در حقیقت، نظریۀ او نتیجۀ پیوند عالمانۀ روانشناسی و ادبیات بود. این نظریه باب جدیدی در نقد آثار ادبی جهان گشود. ناخودآگاه جمعی، کهن‌الگوها و اصل اضداد، از اهم موضوعات نظریـه یونگ است. نمادهای موجود در رؤیاها و آثار ادبی و هنری نیز توجه یونگ را به خود جلب کرد.

از آنجا که شاهنامه یک حماسه ملی است و ریشه در ناخودآگاه جمعی دارد، می تواند از این دیدگاه نقد و بررسی شـود. کهن‌الگوها و موضوعات مربوط به آن‌ها، در بسیاری از داستان‌های شاهنامه تكرار می‌شـوند و به آنها نوعی وحدت محتوایی می‌دهند. محتوای روانکاوانۀ بسیاری از این داستان‌ها حکایت قهرمانی است که در مسیر تفـرد و خودپرورانی گام می‌نهد و تن به آزمون‌های دشوار می‌دهد تا جنبه‌های پنهان روان خود را بشناسد و نیک و بد آنها را تشخیص دهد و به «خود»، که کهن‌الگوی آرمانی یونگ است، نایل شود.»

انتشارات علمی و فرهنگی شاهنامه از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ اثر اشرف خسروی را که برای سومین‌‌بار منتشر شده، در 177 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 30 هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...