کتاب «دلبستگی در آثار امام خمینی (ره)» به قلم حجت الاسلام یاسین کمالی از سوی موسسه نشر عروج منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «دلبستگی در آثار امام خمینی (ره)» اثری است پژوهشی از حجت الاسلام یاسین کمالی وحدت که با موضوع بررسی نوع نگاه به پدیده «دلبستگی» در آثار حضرت
امام خمینی(ره) و نیز سایر دانشمندان منتشر شده است.

نویسنده پژوهش خود را در این کتاب با ریشه‌یابی لغت و ماهیت دلبستگی آغاز کرده و پس از بررسی معنای لغوی آن به توضیح اصطلاحی آن نیز پرداخته و خاستگاه ایجاد آن را مورد بررسی قرار داده است.

وی در ادامه با اشاره به طرح دیدگاه تضاد میان عقل و عشق از منظر کلام شیخ اشراق و شهید مطهری به موضوع نقش عشق در هدایت به استناد کلام حضرت امام خمینى (ره) پرداخته است.

جریان عشق در همه عوالم نیز عنوان چهارمین فصل از این کتاب است که با موضوع مراتب عشق در مقایسه با معشوق آغاز می‌شود و پس از آن به بررسی موضوع حب الله در کلام حضرت امام (ره) منتهی می‌شود و مفاسد آن را از نگاه وی مورد بازخوانی قرار می‌دهد.

آثار، نتایج و نیز لوازم و ویژگی‌های دلبستگی ،عنوان بخش دیگری از این کتاب است که در گام اول موضوع آثار عمومی عشق و دلبستگی در دنیا را مورد توجه خود قرار داده است و پس از آن فواید و آثار ویژه عشق الهی و دلبستگی به ذات الهی را مورد توجه قرار می‌دهد.

راهکارهای پیشگیری و درمان دلبستگی در دو بخش نظری و عملی نیز عنوان آخرین بخش از این کتاب را تسکیل می‌دهد.

یاسین کمالی در بخشی از مقدمه خود بر این اثر عنوان داشته است: قرآن نه تنها دلبستگی را نفی نمی‌کند، بلکه انسان را نیز به آن سو تشویق می‌کند. آنچه مهم است جهت دهی به آن بوده و این که انسان دلبسته چه چیزی است و همین باعث سعادت و یا شقاوت اوست. از همین رو آنچه در آثار امام مشهور و بسیار جلوه‌گری کرده این است که سرچشمه تمام خطاها و ریشه جمیع مفاسد و گرفتاری‌ها حب دنیاست. دنیایی که اعم از مال، شهرت، ریاست و جمعی مظاهر آن است. سپس حب دنیا را برابر با علایق به اشیاء و افرادی معرفی می‌کند که انسان را از اطاعت خدا باز می‌دارند.

کتاب «دلبستگی در آثار امام خمینی (ره)» از سوی موسسه چاپ و نشر عروج با شمارگان هزار نسخه و قیمت 7هزار و 900 تومان منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...