کتاب «صدای درون رهبران فرزانه» [Leading Gracefully] نوشته مونیک اسوازلیان تالون [Monique Svazlian Tallon] منتشر شد.

صدای درون رهبران فرزانه» [Leading Gracefully] مونیک اسوازلیان تالون [Monique Svazlian Tallon]

به گزارش کتاب نیوز، «صدای درون رهبران فرزانه» با ترجمه مونا دولت آبادی و توسط نشر نسل نو اندیش منتشر شده است.

مونیک اسوازلیان تالون نویسنده آمریکایی این کتاب با مدرک لیسانس بازرگانی از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو فارغ التحصیل شد و به کار خود در شرکت های تازه کار سیلیکون ولی و بعدها در غول فناوری ایبی (eBay) ادامه داده است.

ناشر در معرفی کوتاهی از این اثر آورده است:

راهنمای زنان برای آنکه رهبرانی مطمئن، موثر و معتبر باشند. این کتاب شامل مثال‌های عینی و جذابی است که به ما یادآوری می‌کند مشکل ما زنان، مشکلی جهان شمول است و بسیاری از ما زنان همیشه در خلوت‌های‌مان نگرانی‌های یکسانی داریم.

همچنین در قسمتی از این کتاب میخوانیم:

تجربه‌ی بزرگ برگزاری این کنفرانس به من آموخت که مردان و زنان هریک می‌توانند سبک رهبری و مدیریت خود را خودشان انتخاب کنند. درحقیقت، سبک‌های مردانه تحکمی و کنترل‌گر هستند و دارای ساختار سلسله‌مراتبی‌اند؛ به‌نحوی‌که حدود اختیارات و قدرت کاملاً واضح است و سبک رهبری آن‌ها از بالا به پایین است، البته در بعضی مواقع استثناهایی هم وجود دارد. اما باید دانست این سبک رهبری و مدیریت نمی‌تواند در دنیایِ درحال‌تغییر امروز چندان بادوام باشد. حال دیگر در قرن بیست‌ویکم نیروی اصلی کار را جوانان تشکیل می‌دهند. آن‌ها در جست‌وجوی ساختارهای مسطح‌اند و تمایل دارند در محیط‌هایی کار کنند که به آن‌ها استقلال بیشتری داده می‌شود تا انگیزه پیدا کنند و بتوانند زندگی شخصی و کاری خود را به‌صورت منعطف اداره نمایند. اگر سازمان‌ها می‌خواهند نیروهای مؤثر و کارآمدی را جذب نمایند، لازم است فضای تهدیدآمیز نیروی کار را به محیطی امن و مشارکتی تبدیل کنند، چراکه در فضای رقابتی امروز، کسب‌وکارها برای آنکه بتوانند به اهداف خود نائل شوند، لازم است موضوع تنوع فرهنگی را در خود هضم کنند و زمینه‌ی لازم برای ترغیب کارکنان برای مشارکت و همکاری را فراهم آورند.

صدای درون رهبران فرزانه نوشته مونیک اسوازلیان تالون در 280 صفحه و قیمت 55 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار دارد. 

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...