جواد لگزیان | اختصاصی


به تازگی کتاب «کارخانه کسب‌و‌کار» نوشته مهندس کیارش عباس‌زاده کارآفرین نمونه، بنیانگذار زود فود سابق (اسنپ فود فعلی)، گروه اسلایسینگ پای ایران، خانه کسب و کار و بسیاری شرکتهای موفق دیگر منتشر شد که با استقبال خوب هموطنان همراه بود. درباره این کتاب که با نثری ساده و روان، تصاویری جالب و نمودارهایی روشن آموزش دانش کسب و کار را در دستور کار خود قرار داده و مسیر موفقیت را ریل‌گذاری می‌کند، گفت‌وگویی با کیارش عباس‌زاده داشته‌ایم:

گفت‌وگو با کیارش عباس‌زاده

چطور شد به فکر کتاب کارخانه کسب و کارافتادید؟
تجارب اجرایی خودم در حوزه کارآفرینی، استارتاپ و کسب و کار، در کنار فعالیتهای آموزشی و مشاوره در دانشگاهها و شهرهای مختلف ایران، موجب شد شاهد موفقیتها، شکستها و خطاهای رایج میان افراد استارتاپی و کارآفرینان باشم. پیوسته به دنبال شکل‌دهی یک متدلوژی و مجموعه راهکارهای منسجم بودم تا بتوانم مسیر یافتن ایده، ارزیابی، عیارسنجی، انتخاب ایده و راه‌اندازی کسب و کار را برای افراد خلاق ساده‌تر کنم تا مسیر موفقیت آنها هموارتر شود. تلفیق تجارب اجرایی، آموزشی و مشاوره متنوع و متعدد منتج به شکل‌گیری شیوه منسجم و کاربردی مطرح شده در این کتاب شده است. در بخش روانشناسی موفقیت نیز چکیده تجارب اجرایی اتاق درمان، آموزش و تحقیق و پژوهش دکتر مهدوی منتهی به آموزش علمی و کاربردی روانشناسی موفقیت در این کتاب شده است.

آیا یک جوان با سرمایه اندک می تواند به کسب و کار فکر کند؟
بله، حتما می‌تواند، مشروط بر اینکه ابتدا منطقه نبوغ خود را کشف و سپس دانش کسب و کار را بدست آورد. هر دو این مهم، از طریق آموزه‌ها و راهنمایی‌های کتاب کارخانه کسب و کار به شیوه‌ای بسیار ارزان اما علمی و کاربردی قابل دستیابی است. بنابراین بسیاری از افراد می‌توانند با تکیه بر آنچه آموزش داده شده است با شیوه‌های مختلف مانند Bootstrap یا خودگردان (با سرمایه اندک) به وادی کسب و کار قدم بگذارند. تاکید می‌کنم که در اغلب حوزه‌های کسب و کار، منطقه نبوغ و دانش علمی کسب و کار، عوامل کلیدی موفقیت هستند که در مقابل آموزه‌های غیرعلمی و آسیب‌زای حوزه کسب و کار و روانشناسی زرد قرار دارند. در این کتاب بینش، باور، دانش و اصول کار، همه را مطابق متد جهانی با نگاه به بازار ایران و بومی‌سازی شده تلفیق کرده‌ایم تا کار مخاطب ساده‌تر شود.

شما از کدام نقطه کار خود را شروع کردید؟ داستان کیارش عباس‌زاده را برای ما تعریف کنید.
از حدود ۱۵ سالگی کارآموزی در مشاغل مختلف را تجربه کردم و در ۲۳ سالگی زودفود (اسنپ فود فعلی) را راه‌اندازی کردم که امروز تبدیل به یک کسب و کار بزرگ و ملی شده است. شرکت سرمایه‌گذاری پرشین و خانه کسب و کار از جمله سایر کسب و کارهایی بوده‌اند که در آنها با سمتهای مختلفی مانند موسس (بنیانگذار)، مدیر عامل، مدیر بازاریابی و فروش و مدیر محصول فعالیت داشته‌ام. در کنار این تجارب اجرایی و مدیریتی به آموزش کاربردی علوم استارتاپ و کسب و کار در دانشگاههایی نظیر صنعتی شریف، تهران، علم و صنعت، امیرکبیر، شهید بهشتی و مشاوره و منتورینگ در کارخانه‌های نوآوری، شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری اشتغال داشته‌ام. امروز نیز با تلفیق تکنولوژی‌هایی مانند هوش مصنوعی در حوزه املاک (پراپتک) مشغول فعالیت هستیم و از هر نوع پیشنهاد در این زمینه استقبال می‌کنیم.

توصیه شما برای راه‌اندازی کسب و کار در ایران چیست؟
پیش از انتخاب شریک، ثبت شرکت و هر قدم دیگر، ابتدا لازم است سواد کسب و کار آموخته شود. کسب و کار نیز مانند علوم دیگر یک تخصص و علم است، اگرچه برخی آن را ساده می پندارند تا زمانی که هزینه سنگین شکست را بپردازند. بنابراین قبل از شروع هرکسب و کار، لازم است به ارزیابی و عیارسنجی ایده‌ها پرداخته شود و سپس انتخاب شریک و تقسیم سهام داینامیک. صد البته زمین کسب و کار و شاخص‌های اقتصادی که در آن محیط قرار است فعالیت کنید، در موفقیت شما اثر گذارند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت؛ همانطور که راه اندازی کسب و کار در یک کشور فقیر آفریقایی که دچار بحران های متعدد است با راه اندازی کسب و کار در یک کشور با ثبات بسیار متفاوت است. به زودی یک دوره کتابخوانی آنلاین با باشگاه همخوان دانشگاه صنعتی شریف و محوریت کتاب کارخانه کسب و کار برگزار خواهد شد؛ اگر فردی نیاز به کتاب کارخانه کسب و کار داشت نیز می‌تواند آن را با تخفیف ویژه دوره کتابخوانی از سایت شخصی من تهیه نماید تا برای حضور در کتابخوانی آنلاین آماده باشد.

پنج توصیه کلیدی برای مدیریت کسب و کار را بیان فرمایید.
معتقدم توصیه و نصیحت کمتر به دل می‌نشیند و کمتر پذیرفته و اجرا می‌شود بنابراین پنج تجربه ارزشمند در این حوزه را برای شما نقل می‌کنم.
۱-هر کس به جای فکر کردن به جایگاه دیگری، اگر راه و جایگاه خودش را پیدا کند، احتمال موفقیت او در کار معنادار با کیفیت افزایش پیدا می‌کند. در زمین مردمان خانه مکن، کار خود کن، کار بیگانه مکن.
۲- صبور بودن برای آنچه در انتظار تحقق آن هستید، کمک می‌کند تا در زمان مناسب اتفاق بیفتد. بنابراین تعجیل و نگرانی از آن می‌تواند منجر به مقاومت درونی و هزینه روانی شود.
۳- در جهان دیجیتالی امروز، احتمالا یکی از مواردی که انتها ندارد، یادگیری و آموختن است.
۴- توسعه فردی و خودشناسی رمز موفقیت مستمر و باثبات است.
۵- هر کس به تعداد کتابهایی که خوانده، گویی از نگاه همه آن نویسندگان زندگی را تجربه کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...