سومین چاپ کتاب «سرمایه‌داری» [Capitalism: a very short introduction] نوشته جیمز فالچر [James Fulcher] و ترجمه مصطفی امیری از مجموعه «مختصر و مفید» نشر ماهی، منتشر شد. ماهیت سرمایه‌داری و تاریخچه آن در کتاب درج شده است.

مختصر و مفید درباره‌ی سرمایه‌داری [Capitalism: a very short introduction]  جیمز فالچر [James Fulcher

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه مختصر و مفید نشر ماهی شامل کتاب‌هایی کم حجم قطع پالتویی در حوزه‌های گوناگونی چون جامعه شناسی، فلسفه، سیاست، فلسفه‌های مضاف، اقتصاد و… است. این مجموعه که در زبان اصلی توسط انتشارات آکسفورد منتشر می‌شوند، در تلاش است تا به زبان ساده مفاهیم مطرح در حوزه‌های مطرح شده را برای مخاطب عام توضیح دهد.

از این مجموعه تاکنون مجلداتی چون «جامعه شناسی» اثر استیو بروس، «فلسفه قاره‌ای» نوشته سایمون کریچلی، «باستان شناسی» نوشته پل بان، «فلسفه سیاسی» نوشته دیوید میلر، «سیاست» نوشته کنت میناگ، «اقتصاد» نوشته پارتا داسگوپتا، «هنر معاصر» نوشته جولیان استلابراس، «فاشیسم» نوشته کوین پاسمور و… منتشر شده‌اند. دبیر این مجموعه در نشر ماهی احمدرضا تقاست.

نشر ماهی از این مجموعه سومین چاپ کتاب «سرمایه‌داری» نوشته جیمز فالچر را با شمارگان ۷۰۰ نسخه، ۲۰۰ صفحه و بهای ۲۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۸۹ با شمارگان دو هزار نسخه و بهای سه هزار و ۵۰۰ تومان و چاپ دوم آن نیز به سال ۹۳ با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و بهای هشت هزار تومان، منتشر شده بود.

سرمایه پولی است که به منظور کسب سود بیشتر در فعالیت‌های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نظام سرمایه‌داری، کل اقتصاد یک جامعه، متکی بر سرمایه‌گذاری است و این امر زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاری نه تنها در زمینه تجارت، بلکه در زمینه تولید هم صورت گیرد. در جامعه سرمایه‌داری، هم سرمایه و هم نیروی کار، کیفیتی انتزاعی و جداشدنی دارند. البته در عمل قابلیت تحرک با محدودیت‌هایی هم‌چون: میزان مهارت، تجربه مالکان سرمایه و… همراه است.

اما به هر حال قابلیت تحرک بالقوه سرمایه و نیروی کار از ویژگی‌های جوامع سرمایه‌داری است و پویایی (؟!) این نوع جوامع، از همین‌جا نشات می‌گیرد. در این کتاب با تکیه بر مستندات عینی به بررسی موضوع سرمایه‌داری پرداخته می‌شود. هم‌چنین در پایان کتاب، برخی از منابع این حوزه برای مطالعه بیشتر مخاطبان آورده شده است. کتاب ۶ فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «سرمایه‌داری چیست؟»، «سرمایه داری از کجا آمد؟»، «چگونه به اینجا رسیدیم؟»، «آیا سرمایه‌داری در همه جا به یک شکل است؟»، «آیا سرمایه‌داری جهانی شده است؟» و «بحران؟ کدام بحران؟».

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...