کتاب «نگریستن از چشم دولت» [Seeing Like a State] اثر جیمز سی. اسکات [James C. Scott] با ترجمه قربان عباسی منتشر شد. این کتاب پیش از این با ترجمه اصلان قودجانی تحت عنوان «حکومت‌ها چگونه به دنیا می‌نگرند» منتشر شده بود.

نگریستن از چشم دولت» [Seeing Like a State] جیمز سی. اسکات [James C. Scott]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نگریستن از چشم دولت: چگونه طرح‌هایی خاص که قرار بود وضعیت انسانی جوامع را بهبود ببخشند با شکست مواجه شدند؟» به ما نشان می‌دهد فقط باور به ایده پیشرفت و حسن نیت قادر نیست جامعه را به سوی توسعه سوق دهد. نوشتن این کتاب برای مؤلف از یک سیر فکری فرعی شروع شد و برایش آنقدر جذاب بود که برآن شد تمام خط فکری گذشته و جدیدش را کنار بگذارد.

او در مقدمه بیان کرده است: «وقتی به یقین دریافتم که تاکنون به این مسئله بسیار کوته‌بینانه نگریسته شده است، چشم انداز جدیدی به رویم گشوده شد و این احساس که به سوی مقصدی پسندیده و رضایت بخش گام بر می‌دارم منجر شد که تمام طرح‌های پیشینم را تغییر دهم. به باور من، مسیر جدید فکری‌ام منطق خاص خود را دارد اگر از همان آغاز با لطافت طبع آن را درک می‌کردم به گمانم می‌توانست برایم سفر زیبا و مهیج تری بشود. آنچه بر من مسلم شده این است که این فکر فرعی و نو، گرچه بسیار پرسنگلاخ و دشوارتر از آنی بود که پیش‌بینی می‌کردم اما مرا به جایگاهی درخور و هموار رهنمون شد.»

«بی‌نیاز از گفتن است که خواننده ممکن است راهنمای با تجربه‌تری جز من بیابد؛ با این همه مسیر کمتر پیموده شده ایست و اگر پای در این راه جدید نهادید باید از راهبری برای این مسیر ناشناخته (محلی) استفاده کنید. سخنی چند درباره این مسیر ناپیموده یا کمتر پیموده شده بگویم. در اصل، هدف من این بود که بفهمم چرا دولت اینطور که به نظر می‌رسد همیشه دشمن مردمی است که تحرک دارند و یکجانشین نیستند و تلاش کردم تفسیر خردمندانه‌ای از این مسأله ارائه دهم. در جغرافیای آسیای جنوب شرقی این مسأله شیوه سودمندانه‌ای برای پرداختن به تنش‌های همیشگی و دائمی میان مردمان تپه نشین‌ متحرک بود.»

بخش عمده‌ای از فصل اول کتاب به این اختصاص دارد که چگونه نقشه‌های خوانا‌کننده دولت جامعه و محیط را به طور کامل از نو شکل داده‌اند. این برداشت از دولت مدرن به ویژه در مراحل آغازین خود مبدعانه و مبتکرانه نیست اما اگر به طرز مناسبی تغییر و تعدیل یابد می‌تواند یک چشم انداز بصری متمایزی را فراهم کند که با آن می‌توان شکست‌های مفتضحانه کشورهای جهان سوم و اروپای شرقی در امر توسعه را تبیین کرده و نتایج مفیدی بیرون کشید.

می‌توان بخش عمده‌ای از این کتاب را خوانشی علیه امپریالیسم نظم اجتماعی فرامدرنیستی و برنامه‌ریزی‌شده دانست. در اینجا روی کلمه «امپریالیسم» تأکید می‌شود چون مؤلف کتاب قاطعانه و جدی نمی‌خواهد بر تأثیرات مثبت برنامه‌ریزی بوروکراتیک یا ایدئولوژی فرامدرنیستی چشم ببندد یا این مسئله را فرو بپوشاند. هرچند، دعوای اصلی مؤلف متوجه آن نوع ذهنیت برنامه‌ریزی هژمونیک یا سلطه‌گرایانه است که نقش ضروری دانش محلی و اطلاعات بومی را نادیده می‌گیرد و تصور می‌کند که هر چیزی یا هر عملی در هر جایی می‌تواند روا باشد.

در سراسر این کتاب از نقش حیاتی و واجب دانش عملی فرایندهای غیر رسمی و نوآورانه در مواجهه با پدیده‌های پیش بینی ناپذیر دفاع مستدلی نموده و تلاش می‌شود حقانیت آن نشان داده شود.

فصل‌های چهار و پنج دیدگاه‌ها و رویه‌های فرامدرنیستی طراحان شهری و انقلابیون را با دیدگاه‌های انتقادی که بر فرایند پیچیدگی و فرجام ناپذیری تأکید دارد، مقایسه می‌کند. لوکوربوزیه و لنین شخصیت‌های اصلی داستان هستند و جین جاکوب و رزا لوکزامبورگ در نقش منتقدان پر ابهت آنها ظاهر می‌شوند.

در فصول 6 و هفت کتاب با ارائه روایت‌هایی از اشتراکی کردن مزارع در اتحاد جماهیر شوروی و اسکان اجباری تانزانیا نشان می‌دهد که چگونه راه حل‌های اقتدارگرایانه و شماتیک کلان به ایجاد نظم اجتماعی وقتی که دانش و معرفت ارزشمند تجسم یافته در پرکتیس‌های محلی را نادیده می‌گیرند سر از قهقرا در می‌آورند.

سرانجام، فصل 9 تلاش می‌کند ماهیت دانش تجربی و عملی را مفهوم پردازی کرده و آن را در برابر دانش اپیستمیک معرفت شناسانه رسمی‌تر و قیاسی قرار دهد. اصطلاح متیس (Metis) که از زبان یونانی کلاسیک گرفته شده بر دانشی دلالت دارد که می‌تواند فقط از تجربه عملی برآید و به عنوان یک واژه دوگانه و آمیخته برای بیان آنچه که مولف در ذهن دارد به خدمت گرفته شود.

کتاب «نگریستن از چشم دولت» اثر جیمز سی. اسکات و ترجمه قربان عباسی در 562 صفحه و با قیمت 225 هزار تومان از سوی انتشارات شمع آوید روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...