سازمان سمت کتاب «نظریه سازمان، نگاه‌های فرانظری» [The Oxford Handbook of Organization Theory] که جلد پنجم از مجموعه نظریه سازمان است را برای دانشجویان رشته مدیریت منتشر کرد.

نظریه سازمان، نگاه‌های فرانظری» [The Oxford Handbook of Organization Theory]  هریدیموس سوکاس  و کریستین نودسن [Christian D. Knudsen & Haridimos Tsoukas]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جلد پنجم کتاب «نظریه سازمان، نگاه‌های فرانظری» ویراسته هریدیموس سوکاس  و کریستین نودسن [Christian D. Knudsen & Haridimos Tsoukas] به ترجمه سید حسین کاظمی و حسن دانائی فرد از سوی سازمان سمت با قیمت 16 هزار تومان منتشر شد.

کتاب حاضر برای دانشجویان رشته مدیریت در مقطع دکترا به عنوان منبع اصلی درس «نقد و بررسی نظریه‌های سازمان و مدیریت» به ارزش 3 واحد ترجمه شده است. 

کتاب از فصولی با عناوین؛ «آینده نظریه سازمان: چشم‌‌اندازها و محدودیت‌‌ها»، «مدیریت آینده‌‌های سازمان در دنیای متغیر قدرت/ دانش»، «آینده مطالعات سازمان: ورای مناقشه انتخاب‌ـ انطباق»، «در خانه از مریخ تا سومالی: واگویه مطالعات سازمان»، «دوران جدید، چالش‌‌های تازه: تأملاتی بر گذشته و آینده نظریه سازمان» تشکیل شده است.

مترجمان این اثر در مقدمه خود آورده‌اند: ««نظریه سازمان» زایاترین حوزه نظریه‌پردازی و اندیشه‌ورزی تئوریک در قلمرو «مطالعات سازمان و مدیریت» است که حتی گاه برخلاف کلیت گرایش «مصرف‌کننده» رشته، در جهت «تولید و ارائه» نظریه فعالیت کرده است. کتاب حاضر که ترجمه The Oxford Handbook of Organization Theory است در واقع تجلی این زایایی و پویندگی بوده و خود سنگ‌‌بنایی در جهت بارورتر ساختن این حوزه است. شاید گزاف نباشد اگر گفت که سوکاس و نودسن (ویراستاران کتاب) یکی از بهترین آثارشان را در این حوزه در این کتاب محقق ساخته‌‌اند و گلچینی از بهترین‌‌های رشته را در این کتاب با ساختاری منسجم گرد هم آورده‌‌اند، البته این را باید خواننده خود در خلال مطالعه کتاب بیابد.»

در پشت جلد کتاب نیز آمده است:‌ «نظریه سازمان به عنوان یک رشته پاره‌پاره یا به قول ففر، یک «زمین پوشیده از علف‌های هرز» که تنوع و گونه‌گونی نظریه‌ها در آن بیداد می‌کند به کدام سمت می‌رود یا باید برود؟ آیا نظریه سازمان هنوز باید مدیریت‌گرا و در خدمت قشر خاصی از مخاطبان ممکن باشد؟ در دنیای که توزیع نابرابر ثروت و قدرت در میان کشورها و حتی اقشار مختلف درون یک کشور وجود دارد، نقش نهادسازانه رشته نظریه سازمان چیست؟ آیا کماکان باید بر کارایی و بهره‌وری درون مرزهای سازمان و زیر بیرق مدیرات و صاحبان ثروت اصرار ورزد یا مسیر دیگری را نیز می‌توان متصور بود؟ در این جلد، نویسندگان صاحب نام این حوزه، مسیر حرکت آینده کشتی‌ای را که بر آن سوارند دیده‌بانی می‌کنند.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...