این کتاب شامل پنجاه راز است، که در هفت بخش به‌صورت موضوعی دسته‌بندی شده و به شما کمک می‌کند تا مهارت‌های خود را در مدیریت افراد بهبود بخشید و همه از مزایای آن بهره ببرند.

رازهای مدیریت افراد» [People management secrets] راس اسلیتر [Rus Slater]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «رازهای مدیریت افراد» [People management secrets] نوشته راس اسلیتر [Rus Slater] به ترجمه امین جمالی‌­راد با شمارگان 500 نسخه در 52 هزار تومان از سوی موسسه انتشارات بعثت روانه بازار نشر شده است.

راس اسلِیتر مشاور در حوزه مدیریت و مربی در انگلستان بوده است که در بسیاری از زمینه‌های صنعت، تجارت و خدمات عمومی کار کرده است. او سال‌ها مدیریت افراد را بر عهده داشته و در مورد مدیریت تیم‌ها مشاوره داده است. همچنین او نویسنده کتاب‌های «به اتمام‌رساندن کارها (Getting Things Done)» و «مدیریت تیم (Team Management)» در مجموعه کتاب‌های رازهای کسب‌و‌کار نیز است.

مولف در بخشی از پیش‌گفتار کتاب می‌نویسد: «مدیریت افراد سخت است اما ارزشش را دارد. هرچه بیشتر از عمرتان می‌گذرد، به‌صورت روزافزون متوجه خواهید شد که نیازمند مدیریت‌کردن افراد هستید. پدر (یا مادر) مجبور است خانواده خود را مدیریت کند؛ یک سرپرست یا رهبر تیم مجبور است یک تیم کوچک را مدیریت کند؛ یک کارآفرین ممکن است مجبور باشد کارکنان، مشتریان و تأمین‌کنندگان را مدیریت کند.

در ابتدای کارم مسئولیت مدیریت افراد را بر عهده گرفتم. من نزدیک به 250 نفر از افراد بسیار کارکشته حرفه‌ای را که در قالب یک تیم صمیمی کار می‌کردند را مدیریت می‌کردم و این مطلب که من جوان‌ترین فرد در آن تیم بودم اهمیتی نداشت! طی بیش از ۲۰ سال من با افراد و سازمان‌ها کار کرده‌ام تا به آن‌ها در بهبود مدیریت افراد کمک کنم. حیطه فعالیتم از پرسنل نظامی گرفته تا کارآفرینان و از مؤسسات خیریه تا ادارات دولتی بوده است. من در طول این سال‌ها بسیاری از رازها و فنون را یاد گرفته‌ام؛ برخی از آن‌ها را خودم کشف کرده‌ام، اما بسیاری از آن‌ها را از دیگران یاد گرفته‌ام. آدم‌ها به طرز شگفت‌انگیزی خلاقند.»

این کتاب شامل پنجاه راز است، که در هفت بخش به‌صورت موضوعی دسته‌بندی شده و به شما کمک می‌کند تا مهارت‌های خود را در مدیریت افراد بهبود بخشید و همه از مزایای آن بهره ببرند.

زیرساخت را قوی بسازید. در ابتدا شما باید تصمیم بگیرید که چه نوع رهبر یا مدیری می‌خواهید باشید. ممکن است کارفرمای شما دستورالعمل‌هایی ارائه دهد، اما این شمایید که باید مسائل روزمره خود را کنترل کنید.

یک تیم فوق‌العاده بسازید. این بخش نشان می‌دهد که چگونه افراد مناسب را انتخاب کرده و به‌سرعت یک تیم کارآمد بسازید.

اهداف و رویکردها را مشخص کنید. با مشخص‌کردن اهداف و رویکردهای فردی، می‌توانید بر پیشرفت کار نظارت کرده و پاداش‌های مناسبی را برای آن در نظر بگیرید.

به خود و افرادتان انگیزه دهید. به‌کارگیری راه‌هایی برای انگیزه‌بخشیدن به افراد در نهایت بسیار ساده‌تر از آن است که مجبور شوید با چرب‌زبانی و نظارت مداوم افراد بی-انگیزه را متقاعد کنید.

عملکرد خوب را مدیریت کنید. شما باید از عملکرد خوب قدردانی کنید (به آن پاداش دهید، آن را توسعه داده، تداوم بخشیده و به دیگران منتقل کنید). در غیر این صورت مجریان خوبتان شما را ترک کرده و تنها با افراد ضعیف باقی خواهید ماند.

عملکرد ضعیف را مدیریت کنید. برخی از مدیران بدون این‌که خودِ عملکرد ضعیف را حل کنند، به‌دنبال مدیریت حواشی عملکرد ضعیف می‌روند. با این کار، هم مرتکب اصلی و هم افراد دیگر را به‌سمت عملکرد ضعیف‌تری سوق می‌دهند. باید یاد بگیرید که چگونه مشکلات پیش‌ رو را حل کنید.

افراد خود را پرورش دهید. یکی دیگر از کارهای اساسی و بنیادی پرورش افراد است که اغلب توسط مدیران نادیده گرفته می‌شود. شما باید افراد کم‌استعداد را پرورش دهید، به افراد با‌استعداد پاداش داده و آن‌ها را مجبور کنید تا از تمام مهارت‌ها، توانایی‌ها و یا هوششان استفاده کنند؛ برای آینده برنامه‌ریزی کنید و در مورد نیازهای در حال تغییر افرادتان مشاوره دهید.

مدیریت افراد حوزه بسیار پیچیده‌ای است که هر لحظه در آن چیزی را یاد می‌گیرید. رازهای موجود در این کتاب به شما کمک می‌کند گام‌های عظیمی را به‌سوی موفقیت در این نقش جذاب بردارید.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...