«تأمین مالی مدارس در اروپا» [Financing schools in Europe] با ترجمه علی اللهیارترکمن و مرجانه سلطانی با هدف شناخت ساختار نظام‌های تأمین مالی مدارس در انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار نشر شد.

تأمین مالی مدارس در اروپا  [Financing schools in Europe]

به گزارش خبرگزاری مهر، امروزه تأمین منابع مالی آموزش و پرورش در سراسر جهان خصوصاً در کشورهای در حال توسعه با بحران جدی رو به رو است. زیرا از یک سو افزایش تقاضا برای آموزش از طریق رشد سریع جمعیت، از طرفی دیگر رشد روزافزون فناوری اطلاعات و کاربرد و استفاده آن در زندگی روزمره و مهم‌تر از همه محدودیت منابع مالی و کسری ساختاری بودجه در نظام‌های آموزشی این معضل را حادتر نموده است. آموزش و پرورش نیز در مواجه با تقاضای روزافزون شهروندان برای آموزش کیفی و کافی با کمبودهای شدید در زمینه تآمین مالی روبرو است.

البته موضوع تأمین منابع مالی آموزش در مدارس همواره کانون توجه نهادهای ذی ربط و کارشناسان بوده. اما این سوال مطرح است که چگونه نظام‌های آموزشی در اثر بحران‌های مالی و اقتصادی می‌توانند به مقابله با چالش‌های اجتماعی و اقتصادی که در این دوران پیش روی آنها قرار دارد ادامه دهند.

در کتاب «تأمین مالی مدارس در اروپا» با تهیه گزارش ۲۷ کشور از ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا، چارچوبی برای شناخت ساختار نظام‌های تآمین مالی بخش دولتی آموزش و پرورش در سطح اروپا به رشته تحریر در آمده است که این دانش و تجربه می‌تواند برای اصلاح سیاست‌ها به خصوص در کشورهایی با فرایندهای مشابه در تأمین بودجه و ساختار دولتی الهام بخش باشد.

این کتاب مشتمل بر سه فصل و ۱۲۸ صفحه رنگی است که در فروشگاه‌های سراسر کشور و فروشگاه آن لاین انتشارات مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...