کتاب «تاریخ گمرک و گمرکخانه در ایران» اثر علیرضا آریان‌پور به پیشینه حقوق و عوارض کالا در طول 25 سده می‌پردازد. این اثر در حوزه خود بدیع و نادر است، زیرا تا پیش از این به مساله سامانه گمرک در دولت‌داری ایران به این گستردگی پرداخته نشده بود.

تاریخ گمرک و گمرکخانه در ایران علیرضا آریان‌پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، علیرضا آریان‌پور، نویسنده‌ای است که سابقه چندین دهه نگارش در حوزه­‌های گوناگون را دارد و کتاب‌های «پژوهشی در شناخت باغ‌های ایران و باغ‌‌های تاریخی شیراز» و «شیوه‌نامه گزارش‌نویسی» و همچنین انتشار مقاله‌هایی در کتاب «پایتخت‌های ایران» و «شهرهای ایران» و «باغ ایرانی: حکمت کهن، منظر جدید» از جمله کارهای اوست.

کتاب «تاریخ گمرک و گمرکخانه در ایران» به پیشینه حقوق و عوارض کالا در طول 25 سده می‌پردازد. این اثر در حوزه خود بدیع و نادر است، زیرا تا پیش از این به مساله سامانه گمرک در دولت‌داری ایران به این گستردگی پرداخته نشده بود. نویسنده کتاب دانش‌آموخته رشته اقتصاد از دانشگاه شیراز است و به مدت 34 سال در سازمان گمرک ایران به فعالیت پرداخته است.

کتاب با مفاهیم و واژگان اصطلاحی گوناگون مربوط به حقوق و عوارض گمرکی در تاریخ ایران آغاز می‌شود و سپس با بررسی شواهد باستان‌شناسی مانند استفاده از گِل‌مُهرهای یافت شده در محوطه‌های پیش از تاریخ ایران برای عبور سالم کالا از یک مبدا به یک مقصد در دوران پیش از تاریخ ایران می‌پردازد. در ادامه به گمرک در عهد اساطیری و همچنین نظام گمرکی ایران در دوران تاریخی از دوره هخامنشی تا پایان ساسانی اشاره شده و از آثار باستانی مربوط به راهداری و گمرک در عهد پیش از اسلام مانند بنای تاق گرا در گردنه پاتاق به عنوان یک پاسگاه گمرکی یاد شده است.

اشاره به حقوق گمرکی در عهدنامه میان خسرو انوشیروان و جاستین یانوس در این دوره نشانگر اهمیت سازمان گمرک در ایران ساسانی است. پس از پایان دوره تاریخی، به تاریخ گمرک در عهد اسلامی تا دوره معاصر پرداخته شده و می‌توان گفت که در این دوره رونق و اهمیت سازمان گمرک در عصر غزنویان، سلجوقیان، ایلخانان، صفویان و افشار آشکار است. دوران قاجار به دلیل طولانی بودن آن و وجود اسناد و مدارک فراوان مفصل‌ترین بخش کتاب است.

در عهدنامه‌های مشهور عهد قاجار مانند ترکمانچای به مسائل گمرکی پرداخته شده و یکی از امتیازاتی که از سوی قاجاریان به دولت‌های بیگانه واگذار شده دخالت آنان در تعیین میزان حقوق گمرکی بود که نابسامانی و ناکارآمدی دیوان‌سالاری ایرانی در دوره قاجار را نشان می‌دهد. با دعوت میرزا علی خان امین‌الدوله از رایزنان بلژیکی برای سرپرستی و ساماندهی گمرک بار دیگر رونق اقتصادی و اداری به گمرک ایران بازگردید.

بخش دوره معاصر با استقلال گمرک از قیود عهدنامه ترکمانچای در سال 1307 خورشیدی آغاز شده و به تحولات گسترده سازمان گمرک و تبدیل این سازمان به وزارت گمرکات و انحصارات در دهه 1330 خورشیدی و افزایش درآمد و همچنین اقدامات شایسته دوران علی اکبر ضرغام نخستین وزیر گمرکات و انحصارات می‌انجامد. در ادامه این مبحث تحولات گمرک تا امروز مورد بحث قرارگرفته است.

نثر کتاب روان و شیوا است. بسیاری از عکس‌ها و اسناد تاریخی مربوط به گمرک برای نخستین بار در این کتاب ارائه شده است و برخی از تصاویر مربوط به ساختمان‌هایی است که امروزه دیگر وجود ندارند و عکس چاپ شده این بناها سندی برای آیندگان است.

کتاب «تاریخ گمرک و گمرکخانه در ایران» تالیف علیرضا آریان‌پور در 600 صفحه به بهای 185 هزارتومان از سوی نشر طهوری منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...