«سالارنامه» سروده میرزا آقاخان کرمانی و احمد بن ملا حافظ کرمانی با تصحیح حمیدرضا خوارزمی و وحید قنبری توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

به گزارش مهر، سالارنامه کتابی حماسی به شیوه شاهنامه فردوسی است. در این اثر تاریخ ایران از ابتدا تا زمان سرودن آن، دوران زمامداری مظفرالدین قاجار، به نظم درآمده است. این کتاب دو بخش دارد؛ بخش نخست به نام نامه باستان از ابتدای تاریخ ایران تا پایان پادشاهی یزدگرد ساسانی را در بر می‌گیرد و سروده روشنفکر و آزادی خواه کرمانی، میرزا آقاخان است. پس از آنکه عوامل حکومتی قاجار او را کشتند، ملااحمد حافظ عقیلی کرمانی در اندک زمانی بعد از سرودن این اثر ادامه کار را تا دوره مظفرالدین شاه به انجام رساند.

سالارنامه به سبب سروده شدن به نام سالارلشکر عبدالحسین میرزا (از شاهزاده‌های عصر قاجاریه و فرمانفرمای کرمان و سیستان) به این نام خوانده شده است. میرزاآقاخان، نامه باستان را به سبک و سیاق شاهنامه و در همان وزن و قالب سروده است که به دلیل سخنان انتقادآمیز و گاه تند علیه حاکمیت قاجاریه، به خصوص ناصرالدین شاه، کتاب با سانسور مواجه شده و به متن ملااحمد اضافه می‌شود. ناظم الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، بخش های سانسور شده و ابیات حذف شده نامه باستان را آورده است که در این نسخه منتشر شده توسط مصححان مورد استفاده قرار گرفته است. آقاخان کرمانی نامه باستان را براساس آثار عتیقه و خطوط قدیم باستان شناسان، افسانه‌ها و اسطوره‌ها در یازده سلسله آبادیان، اَجامیان (یا جمشیدیان)، ماردوشان یا ضحاکیان یا نمرودیان بابل، آبتین و فریدون و فرزندان، دوره پهلوانی (سام، گرشاسب، نریمان و رستم)، هخامنشیان، مادها، شاهنشاهیان پارس مثل کورش، سلوکیان، پارت‌ها یا اشکانیان، ساسانیان سروده است.

آقاخان کرمانی با بینشی نو به رخدادهای تاریخی گذشته نگریسته و آنها را به پیروی از فردوسی در سبک حماسی بیان می‌کند. زبان شعری آقاخان روان و یکدست و از صنایع ادبی به دور است؛ اما ملا احمد حافظ همواره می‌کوشد از عناصر بلاغی به ویژه تشبیه و ایهام استفاده کند؛ همچنین در مقایسه با زبان نامه باستان، مطالب شاعر یکدست نیست. آقاخان از ابتدایی ترین زمان ایران برای تاریخ واقعی سخن گفته است. البته به سبب وجود نداشتن اسناد تاریخی تحت تأثیر کتاب‌های دساتیری بوده است؛ اما در دوره‌های بعد تاریخی، به ویژه مادیان و هخامنشیان و اشکانیان و سلوکیان و ساسانیان، با اسناد کشف شده باستان شناسان و ترجمه خطوط قدیمی، تاریخ صحیحی به زبان شعر ارائه می‌دهد. احمد بن ملاحافظ نیز با استفاده از تاریخ‌های گوناگون دوره اسلامی ایران، به ویژه روضه الصفا ادامه دوره های تاریخی را به نظم درمی آورد و تاریخ درست و فشرده‌ای ارائه می‌کند.

میرزا آقاخان کرمانی را از نخستین روشنفکران ایران در زمان قاجاریه دانسته‌اند. او با کوشش‌های بسیاری که در راستای بیداری ایرانیان داشت، یکی از معلمان جنبش مشروطه خواهی ایرانیان نیز به شمار می‌رود. او از جمله اصحاب سیدجمال الدین اسدآبادی در کمیته اتحاد اسلام بود و در مسیر ترور ناصرالدین شاه نیز نقش موثری ایفا کرد. پس از ترور ناصرالدین شاه او به همراه دو همفکرش یعنی شیخ احمد روحی و حاجی میرزا حسن خان تبریزی خبیرالملک در طرابوزان دستگیر به تبریز فرستاده شد. این سه تن را پس از شکنجه کردن سربریدند.

مثنوی «سالارنامه» با تصحیح حمیدرضا خوارزمی و وحید قنبری در شمارگان هزار نسخه، ۵۴۲ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...